نابكارانه نشده است مگر آزادى و داد و فريادهاى فراوانى كه در ترويج اين حقيقت صورت گرفته است موجب تخدير مردم جوامع نگشته است با اين حال ايمان به علم و آزادى و ديگر وسائل پيشرفت بشرى براى هميشه مطلوب ضرورى انسانها بوده و اعراض از آنها هيچ نتيجه اى جز سقوط انسان و انسانيت را در بر نخواهد داشت .
پنج - جاى تعجب است كه نويسنده نفهمد كه ايمان به اين كه « انسان استعداد وصول به كمال در ابعاد مختلف دارد و بايد تا حد مقدور اين استعداد را به فعليت برساند » نه تنها منجر به خشونت نمىشود ، بلكه بدانجهت كه وحدت و هماهنگى انسانها در « حيات معقول » در ماهيت كمال تضمين شده است ، حتما منجر به تعاون و مهر و محبت و برادرى و برابرىهاى نشاط انگيز خواهد بود . همچنين باور كردنى نيست كه شخص خردمند ايمان به خدا را كه نه تنها ذاتا موجب خشونت نيست ، رها كند ، بلكه بهترين عامل براى عطوفت و محبت افراد نوع بشر به يكديگر است ، زيرا كه شخص با ايمان به خداى حقيقى ، نه خدايان ساختهء ذهن بشرى ، همه انسانها را نهالهاى باغ خداوندى مىداند و كمترين تعدى و تجاوز به آنان را جرم بزرگ تلقى مىنمايد . شما همه فرهنگها و مخصوصا ادبيات اقوام و ملل متمدن را مطالعه كنيد و با دقت لازم و كافى در محتويات آنها بينديشيد ، خواهيد ديد همه آنها در اين اصل اتفاق نظر دارند كه : -
اين همه عربده و مستى و ناسازى چيست
نه همه همره و هم قافله و همزادند
مولوى
بنى آدم اعضاى يكديگرند
كه در آفرينش ز يك گوهرند
چو عضوى به درد آورد روزگار
دگر عضوها را نماند قرار
تو كز محنت ديگران بيغمى
نشايد كه نامت نهند آدمى
سعدى
خلق همه يكسره نهال خدايند
هيچ نه بشكن ازين نهال و نه بر كن