معلول بىايمانى به خداوند و ابديت از يك طرف ، و خودپرستى و خودكامگى چنانچه اشاره كرديم از طرف ديگر بوده است . اگر هم در بعضى از برهههاى تاريخ جنگهايى بنام جنگهاى مذهبى به وقوع پيوسته است ، بايد گفت : شكل و ادعا مذهبى بوده است ، نه حقيقت آنها ، زيرا چنان كه در اسلام مىبينيم ، محال است دو نفر يا دو گروه با اين كه ايمان به خدا و ابديت و انجام تكاليف الهى در اين دنيا داشته باشند ، با يكديگر به جنگ و ستيزه برخيزند . آيا نويسنده كه در همين قرن كنونى كه به پايانش نزديك مىشويم زندگى مىكند ، شاهد ميليونها كشتار و ظلم و خشونت كه هيچگونه ريشه مذهب و ايمان و حقائق غيبى نداشته است ، نمىباشد امروزه ، دنياى پر از تجاوز و تعدى ، بر مبناى سودجوئى و ضعيفكشى حركت مىكند ، يا بر مبناى اصول عالى انسانى كه ريشههاى فوق طبيعت دارد پاسخ اين سؤال را همه مىدانند كه همهء تجاوزات و تعدىها بر مبناى سودجويى و ضعيفكشى است .
بنا بر اين ، اگر مورتى واقعا با انسان سر و كار داشت ، مىبايست بگويد : « مگذاريد خودكامگان و قدرتمندان ايمان به خدا را وسيله سلطه گريها و خود كامگيهاى نابكارانهء خود قرار بدهند . بسيار احمقانه است اگر كسى خيال كند كه مورتى از كاربرد علوم امروزى كه منجر به كشتار انسانها بوسيلهء اسلحه نابود كننده مىگردد اطلاع نداشته است .
اگر مورتى مىخواهد واقعا براى انسانها گامى بردارد ، مىبايست به صاحبنظران علمى و سياسى و دينى و اخلاقى و حقوقى توصيه كند كه : نگذاريد سلطه گران خودخواه از بهترين وسيله مانند علم ، خدا و آزادى بدترين نتايج را به سود خودكامگيهاى خود بگيرند .
4 - ص 34 از سطر 11 تا آخر و ص 35 از سطر 11 چنين است : در طى قرون ، ما از كودكى توسط معلمين ، شخصيتها ، كتابها و قديسانمان ، تغذيه شدهايم . ما مىگوئيم : « همه چيز را راجع به زندگى به ما بگوييد يعنى چه چيزى آن
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 33
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص٣٣