درون چنان انسانى راه نمىدهد ، الفاظ و صداها از مقابل در گوشهاى اين مردم حقگرا عبور مىنمايند و توانايى ورود به مغز و دل آنان را ندارند . همان گونه كه چشمان آن سالكان طرق ربانى هيچ شكل و نمود و رنگى را نمىپذيرد مگر اين كه جان نورانى آن سالكان ، راه ورود به آنها را با مشاهدهء وابستگى آنها به مبدأ نور ، به درون آن روشن ضميران باز كند . ديگر از صفات بسيار با عظمت اينان ، آن است كه صبحگاهان و شامگاهان با حقائق حِكْمى حيات خود را تغذيه و آبيارى مىنمايند . حيات انسانى آن پديدهء إلهى است كه اگر با فرهنگ ربانى كه حكمت ناميده مىشود ، اشباع شود ، حقيقت خود را كه جاودانگى در عرصهء هستى متّصل به ايام الله و رضوان الله و لقاء الله است ، به فعليت مىرساند و اگر با حكمت تغذيه و آبيارى نشود ، خود پوچ مىشود و آنچه و آنكه را با آن در حال ارتباط است تباه مىكند .
21 ، 30 - منها - و طال الأمد بهم ليستكملوا الخزى ، و يستوجبوا الغير ، حتّى إذا اخلولق الأجل ، و استراح قوم إلى الفتن ، و أشالوا عن لقاح حربهم ، لم يمنّوا على اللَّه بالصّبر ، و لم يستعظموا بذل أنفسهم فى الحقّ ، حتّى إذا وافق وارد القضاء انقطاع مدّة البلاء حملوا بصائرهم على أسيافهم ، و دانوا لربّهم بأمر واعظهم ( زمان آن فتنه گران و فتنه جويان طولانى مىگردد ، تا آن گاه كه رسوايى آنان به كمال مىرسد و مستوجب تغييرات مىگردند ، تا آن گاه كه مدت پايان مىيابد و جمعى از مردم ( صالح ) به فتنه مىگروند و در آن بيارامند و دست از باردار ساختن جنگ با فتنه گران بر مىدارند ، اينان كسانى بودند كه با صبر و شكيبائى كه در راه حق داشتند ، منتى بر خدا نگذاشتند و اين كه جانهاى خود را در مسير حق بذل كرده بودند ، بزرگ نشمرده بودند . تا آن گاه كه عامل قضاى خداوندى با پايان يافتن مدت آزمايش موافقت نمود ، بصيرتهاى خود را بر شمشيرهايشان حمل كردند و با اطاعت از امر راهنمايشان به پروردگار نزديك شدند . )
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 327
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص٣٢٧