شاخ آتش را بجنبانى بساز
در نظر آتش نمايد بس دراز
اين درازى مدت از تيزى صنع
مىنمايد سرعتانگيزى صنع
پس ترا هر لحظه مرگ و رجعتيست
مصطفى فرمود دنيا ساعتيست
بايد چنين تفسير شود كه جريان فيض حيات از طرف خداوند سبحان به سوى آدميان ، يك جريان استمراريست كه اگر از ديدگاه عقل آن را به ذرات يا لحظات حيات تجزيه كنيم ، معناى تخمينى آن چنين مىشود كه هر يك از ذرات يا لحظات حيات كه وارد متن طبيعت زندگى آدمى مىگردد ، پس از يك فاصلهء بسيار بسيار كوچك كه هرگز به تصور ما در نمىآيد ذرّه يا لحظه بعدى وارد متن طبيعت مىشود ، ولى چنان نيست كه خود آن ذره يا لحظه بتواند آن فاصله را كه در تعبير مولوى « رجعت » است در خود داشته باشد .
همچنين هيچ احدى تاكنون فاصله ( خلأ يا نيستى يا مرگ ) ما بين دو لحظهء حيات را نمىتواند دريافت كند ، بلكه آنچه را كه در اين پديده در مىيابد ، بوسيله تصور ذهنى يا تعقل محض است . با مرور هر لحظه اى از زندگى آدمى ، كه محدود و معين است ، به مقدار همان لحظه به پايان زندگى نزديك مىشود ، همان گونه كه با برگرداندن يك صفحه از كتاب ، شما به مقدار يك صفحه به آخر كتاب نزديك مىشويد . اين انقراض و سپرى شدن لحظات ، با هيچ تخيل و بازيگرى ذهنى و خود فريبى و غير ذلك ، منتفى نمىگردد . تنها يك قانون وجود دارد كه فوق قانون زندگى و مرگ طبيعى است كه عبارتست از تقويت شخصيت كه توانايى حركت به فراسوى زمان و گذشت آن را بدست بياورد ، تا جائى كه يك لحظه را مثلًا يك سال تلقى نمايد . حتى شخصيت آدمى آن قدرت را دارد كه مىتواند با يك سر كشيدن صحيح در اين عمر ، سرمايهء ابدى براى خود بيندوزد -
حبابوار براى زيارت رخ يار
سرى كشيم و نگاهى كنيم و آب شويم
حال كه هر لحظه و حركتى كه انسان در اين زندگانى سپرى مىكند ، به مرگ نزديكتر