تفسير عمومى خطبهء صد و چهل و نهم
2 ، 4 - أيّها النّاس ، كلّ امرىء لاق ما يفرّ منه فى فراده ، و الأجل مساق النّفس ، و الهرب منه موافاته ( اى مردم ، هر كس از آنچه فرار مىكند ( مرگ ) در حال فرار آن را خواهد ديد .
آدمى به واپسين روز عمر خود رانده مىشود كه پايان حيات او است . )
هر حركت و هر لحظه اى فرزندان آدم را به ديدار مرگ نزديك مىكند
ابهام ديدار مرگ و همچنان قطعيت و سرعت حركت به سوى آن ، چنان است كه درك حقيقى آن ، براى ما انسانها كه عينك حيات به چشم داريم و با عبارت ديگر براى ما كه غوطه ور در چشمه سار حيات هستيم قابل تصور نيست ، اين يك خاصيت اساسى حيات است كه به هيچ وجه نمىتواند مرگ را در خود منعكس نمايد ، زيرا حيات ، حيات است و مرگ ، اگر نقيض حيات نباشد ، حد اقل ضدّ آن است و نقيض نمىتواند نقيض خود را در خود منعكس نمايد . اين كه مولوى مىگويد :
عمر همچون جوى نونو مىرسد
مستمرى مىنمايد در جسد