تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 194

مساهمون:

ص١٩٤

آيد ، حتماً آن قوم و ملت منكر خدا نيز بوده‌اند . آيه اى در قرآن مجيد صراحتاً اين قضيه را مطرح فرموده است : * ( وَما يُؤْمِنُ أَكْثَرُهُمْ بِالله إِلَّا وَهُمْ مُشْرِكُونَ ) * ( 1 ) ( و به خدا ايمان نمىآورند و اكثر آنان مگر اين كه آنان شرك مىورزند ) * ( وَيَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ الله ما لا يَضُرُّهُمْ وَلا يَنْفَعُهُمْ وَيَقُولُونَ هؤُلاءِ شُفَعاؤُنا عِنْدَ الله ) * . . . ( 2 ) ( آنان در مقابل خدا چيزى را مىپرستند كه نه ضررى براى آنان دارد و نه منفعتى و مىگويند : اين بتها شفاعتگران ما هستند نزد خدا ) براى بحث و بررسى كامل در پيرامون اين قضيه كه در هر جامعه اى كه بتپرستى و پديدهء خدايان مطرح بوده است ، دليل آن نيست كه براى مردم آن جامعه حقيقتى بعنوان خداى بزرگ ( الله ) مورد توجه نبوده است ، مراجعه فرماييد به مجلد دهم از تفسير و نقد و تحليل مثنوى از صفحه 63 تا ص 74 به اضافهء دلالت آيات شريفه به قضيه اى كه بيان مىكنيم ( بتپرستى منافاتى با اعتقاد به خدا نداشته است ) دلائلى را كه در مأخذ فوق ( تفسير و نقد و تحليل مثنوى آورده‌ايم ) بطور مختصر متذكر مىشويم : 1 - قطعا افلاطون از پيشتازان مكتب خداشناسى است ، با اين كه تأكيد صريح به وجود خداوندى دارد كه ماوراى مثل ( حقائق معقول ) و جهان محسوس است . خداوند آفرينندهء مطلق است ، كه نظم و جمال را به وجود مىآورد ( 3 ) با اين حال ، افلاطون ارواح بشرى را از ساخته‌هاى خدايان ثانوى معرفى مىنمايد ( 4 ) 2 - قبيله نزار از عرب در عين بتپرستى خداى بزرگ را پذيرفته و در موقع بجا آوردن اعمال مكه خداى بزرگ را اولًا و بت خود را ثانياً بعنوان شريك كوچك خدا متذكر مىشدند . 3 - اوس بن حجر بدينگونه قسم مىخورد :

هامش
( 1 ) يوسف آيه 106 .
( 2 ) يونس آيه 18 .
( 3 ) طيماوس ( تيمايس ) افلاطون فصل سوم ص 51 و 52 .
( 4 ) همين مأخذ فصل هفتم ص 125 .