سپاهيان و ديگر وسائل جنگ و دفاع ، به اين نتيجهء قطعى مىرسيم كه پيروزى اسلام به هيچ وجه بر مبناى عدد و قدرت طبيعى نبوده است . صاحبنظرانى كه تحقيقات مشروح در بارهء بروز تمدنها و اديان دارند ، به اين حقيقت اعتراف صريح دارند كه پيروزى و شيوع اسلام با توجه به سه موضوع فوق ( گسترش و عمق رسالت اسلام در مدت اندك از زمان ، كثرت و تنوع موانع بسيار شديد و كم بودن عدد سپاهيان و ديگر وسائل جنگ و دفاع ) امرى است كاملا غير عادى ، زيرا با فرض سه موضوع مزبور ، رسالت اسلام حركتى بر ضد جريان شديد جامعهء آن دوران بوده است . كسانى هستند كه پيروزى اسلام را مبتنى بر زور شمشير قلمداد كرده و در تحليل بىاساس خود مىگويند : اسلام با شمشير پيشرفت كرده است ( 1 ) اين ناآگاهان نمىخواهند زحمت مقدارى مطالعه و تحقيق را به خود داده بفهمند كه : 1 - هرگز در طول تاريخ شمشير به دلها راه نداشته است ، در صورتى كه اسلام مخاطب خود را از همان آغاز ظهور ، دلها و عقول بشرى قرار داده است ، اسلام ايده ئولوژى و مكتب الهى براى بشريت آورده است ، اين دين هيچ هدفى جز ساختن انسان با اصول والاى انسانيت نداشته است . و نظرى به كشور گشايى و ماديات دنيوى نداشته و تكيه بر اين امور نكرده است ، به همين جهت بود كه در دورانهاى بنى أميه و بنى عباس و امراء و سلاطين ديگر كه با اظهار اسلام و دفاع از آن ، سلطه گرى و خودكامگىها به راه انداختند ، تنها با قدرت و سپاه حركت مىكردند ، نه با حقيقت الهى اسلام ، نه با هدفگيرى ايجاد تحول تكاملى در جهان بشريت . به همين جهت بود كه با اين كه جغرافياى كشورهاى اسلامى گسترش يافت ، ولى آن تحول تكاملى را كه اسلام براى انسانيت ، به عهده گرفته بود ، با آشكار شدن ماهيت خود اسلام در تاريخ بطور متفرقه ( در اين جامعه يا در آن
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 180
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص١٨٠
هامش
( 1 ) اين مبحث را بطور مختصر در مجلدات قبلى مطرح نمودهايم ، و چون در اين مورد نيز ضرورت داشت با مقدارى تفاوت با آن مجلد قبلى متذكر مىشويم .