تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 182

مساهمون:

ص١٨٢
روحى آنان كه در يكى از ابيات ذيل آمده است ، اين ابيات را براى آنان بخوانيد :
نى نگويم ز ان كه تو خامى هنوز در بهارى و نديدستى تموز اين جهان همچون درختست اى كرام ما بر او چون ميوه‌هاى نيم خام سخت گيرد خامها مر شاخ را ز ان كه در خامى نشايد كاخ را چون به بخت و گشت شيرين لب گزان سست گيرد شاخها را بعد از آن چون از آن اقبال شيرين شد دهان سست شد بر آدمى ملك جهان سختگيرى و تعصب خامى است تا جنينى كار خون آشامى است
تو بايد نيت الهى خود را در اين لشكركشى تقويت كنى ، تو به فكر آن نباش كه پيروزى و پيشرفت مسلمانان مربوط به كثرت عدد و قوهء زياد است . اين طرز تفكر از آنِ جهانخوارن جهانگشاى و جهانپرست است ، نه خداپرستان انسانساز . آنچه كه براى يك زمامدار اسلامى ضرورت دارد .

آماده كردن سپاه و قدرت بعنوان وسيله و سبب است ، نه تكيه بر سپاه و قدرت و بريدن از رحمت و فيض ربانى .

اين كه خداى ما فرموده است : * ( وَأَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ ) * . . . ( 1 ) ( و آماده كنيد براى دشمنانتان هر قوه اى را كه مىتوانيد ) معنايش آن نيست كه شما تنها بوسيلهء آن قدرت و قوه پيروز خواهيد گشت . همين خداى ما است كه فرموده است : * ( وَما رَمَيْتَ إِذْ رَمَيْتَ وَلكِنَّ الله رَمى ) * ( 2 ) ( و تو نبودى كه آن يك مشت ريگ بيابان را بسوى دشمن انداختى [ و آنان شكست خوردند ] بلكه خدا بود ) و همين خدا فرموده است : * ( وَمِنَ النَّاسِ مَنْ ) * ( 3 ) ( قطعا همهء قوه‌ها از آن خداست ) * ( وَلَوْ لا إِذْ دَخَلْتَ جَنَّتَكَ قُلْتَ ما شاءَ الله لا قُوَّةَ إِلَّا بِالله ) * ( 4 ) ( آيا .

هامش
( 1 ) الانفال آيه 60
( 2 ) الانفال آيه 17
( 3 ) البقرة آيه 165 .
( 4 ) الكهف آيه 39
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 182 | محمد تقي جعفري