آنچه محامد ، به وجودش قرين * و آنچه محاسن ، به صفاتش در است
پاكى صرف است و نكويى محض * پاك سرشت است و نكو محضر است
مايهء فخر و شرف شرقيان * مهر فروزان شده از خاور است
مهر ديانت چو ورا در دل است * عشق حقيقت چه ورا بر سر است
روز و شب اندر پى ترويج دين * نى ز پى پرورش پيكر است
* * *
« هيئت و اسلام » كز آثار اوست * نامهء پر قميت نام آور است
اين اثر نغز كه پاينده باد * اختر تابنده به هر كشور است
رامش جان هه اهل هنر * نور دل و ديدهء دانشور است
بر سر اصحاب يمين افسر است * بر دل اصحاب شمال اخگر است
وصف چنين نغز كتاب نفيس * هر چه بگوييم از آن برتر است
* * *
اى كه تو را سابقهء نام نيك * شهره به خشك وتر و بحر و بر است
لطف حقت يار و مدد كار باد * تا كه تو را خامه به حق ياور است
گر چه « صديقى » نستوده است كس * ليك ز جان بر تو ستايشگر است
تبريز - صديقى نخجوانى
( عضو انجمن ادبى آذربايجان )
2 . چكامهء ديگرى است كه اين جانب آن را دربارهء اين كتاب اسلام و هيئت و مادهء