زندان بيرون آمد و به فاصلهء سه ماه در 1340 ه . ق . به امر ملك فيصل و اصرار علماى اعلام ، مقام « وزارت معارف » را پذيرفت !
هبة الدين در وزارت فرهنگ عراق
پوشيده نماند كه كشور عراق در اثر فشارهاى گوناگون اجانب چنان سقوط كرده بود كه اميد نموّ و ترقى در پيكر آن نبود ، ولى از سعادت و پيروزى آن كشور پاك بود كه در سال نخستين استقلالش براى وزارت فرهنگ ، سيد بزرگوار انتخاب شد . و اين خود قدم بزرگى بود كه در اصلاح معارف برداشته شد و شايد « ملك فيصل » مىدانست كه هنوز دوران كودكى كشور عراق است و بايد از راه معارف آن را به كمال رسانيد و غير سيد ، كسى توانايى اين برنامه را ندارد و همين طور هم بود كه او فكر كرده بود . سيد بزرگوار پس از ورود به وزارت كارهاى برجستهاى را آغاز نمود و در اصلاح معارف قدمهايى چند برداشت :
قدم اول : استادان بيگانه را به معلمان ملى و آموزگاران وطنى تبديل كرد و ادارهء معارف را از بيگانگان پاك خالى نمود و اين معنا واضح است كه بيگانه مانند آشناكار نخواهد كرد .
قدم دوم : هر وزارتى يك مستشار انگليسى داشت ! و مستشار وزارت معارف كبتن فارل بود ! سيد بزرگوار بر او بر آشفت و از مقامش برانداخت و مانند همچو قدمى را هيچ وزيرى تا آن وقت بر نداشته بود و اين نبود مگر از جهت حس وطندوستى و ديندارى ايشان .
قدم سوم : اعزام عدهاى از محصلان به اروپا و سوريه .
قدم چهارم : افتتاح مدارس متعدد در اطراف عراق و مدارس سيار در ميان عشاير و مدارس متوسطه در ايالات ، و مدارس صنعتى ، بدون زياد كردن بودجه ، بلكه وقت ورود سيد به معارف تا خروج ايشان ، بودجهء فرهنگ ابداً زياد نشد و به همان قرار