تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسلام و هيئت (فارسى) — صفحة 496

مساهمون:

ص٤٩٦
اشاراتى كه بود همه را با انديشه‌هاى يونانيان تطبيق نمودند . در واقع مصيبت دين از آن روزها برپا شد ! و آن دين ساده و بىآلايش در زير پرده‌هاى اوهام مستور و پوشيده گرديد و هر كسى آمد ، پيرايه‌اى بر او بست و رخسار درخشان دين را چركين نمود . دسته‌اى پيدا شد به نام « تصوف » صدمه بر پيكر نازنين آن زد و گروهى آمد با آتش باطنىگرى ريشه دين را سوزاند ! برخى از همه بدتر اين دو مسلك را داخل هم كرده و اساس و بنياد دين را ويران نموده بالاخره سرايت به اصول فقه نموده و رسيد به جايى كه امروزه همه مىبينيم كه در چه حال است ؟ به كدام گروه مىتوان گفت كه اين آيين ، مخالف با دين مسلمانان و بر ضد شريعت خير المرسلين صلى الله عليه و آله است ؟ به هر حال از جملهء علومى كه در آن تاريخ از يونان تشريف آورد ! و در شرع اسلام براى خود مقامى اتخاذ نمود « هيئت بطلميوسى » بود ، كتاب‌هاى آن به لغت تازى ترجمه شد و مردم به استنساخ و تدريس آن ترجمه مبادرت ورزيدند . اما آن چه كه مايهء جلب توجه شد ، ترجمهء كتاب مجسطى بود كه به امر « يحيى بن خالد بن برمك » متوفاى سال 191 ه . « 807 م . » توسط « ابا حسان و مسلم » ترجمه گرديد و ترجمهء اين كتاب انگيزهء ترجمهء ساير كتاب‌هاى بطلميوس گرديد . مانند : زيج بطلميوس كه « ايوب وسمعان » براى « محمد بن خالد بن يحيى برمكى » ترجمه نمودند و در قرن سوم كتاب تسطيح الكره و كتاب الانوار ، و كتاب اقتصاص فى احوال الكواكب و الجغرافيا ترجمه شد و هر كتابى كه به او منسوب شد ، مورد توجه قرار گرفت و كم كم ترجمه هيئت بطلميوسى در دين اسلام نفوذ نموده و دانشمندان همهء آيات و احاديث را با آن تطبيق نمودند تا رسيد به جايى كه مخالفت بر رأى بطلميوس مخالفت با دين شمرده شد ! و كسى را جرئت و جسارت نبود كه بر ضد آراى آن مرد يونانى سخن بگويد تا اين كه « كوپرنيك پروسايى » ! در قرن شانزدهم ميلادى پيدا شده و نظام عالم بطلميوسى را به هم زد چنان چه در سابق گفته شد و دانشمندانى كه