دنيا آمد و همانجا تحت تربيت پدر بزرگوارش ، سيد حسين عابد ، پرورش يافت تا آن كه در سال 1320 هجرى در حالى كه 19 سال بيشتر نداشت ، به نجف اشرف مهاجرت نمود و در درس يگانه عصر ، آخوند خراسانى و آية اللَّه يزدى و شيخ الشريعه اصفهانى ، شركت نمود و از همان وقت مورد توجه اساتيد قرار گرفت .
داستان مهاجرت شهرستانى به نجف بسيار جالب بود :
هنگامى كه در سال 1319 هجرى پدر شهرستانى در كربلا درگذشت ، علامه مشهور ، محدث بزرگ « سيد مرتضى كشميرى » از نجف براى عرض تسليت به ديدن او رفت و اصرار كرد كه براى ادامه تحصيل به نجف برود ، ولى هبةالدين شهرستانى پس از شك و ترديد زياد ، به قرآن مجيد تفأل نمود و اين آيه را در برابر خود يافت :
« وَجَعَلْنَا ابْنَ مَرْيَمَ وَأُمَّهُ آيَةً وَآوَيْناهُما إِلى رَبْوَةٍ ذاتِ قَرارٍ وَمَعِينٍ » و بلافاصله « سيد هبة الدين » تصميم گرفت به نجف برود و همانجا اقامت گزيند ، هبة الدين در ايام تحصيل خود فقط به تحصيل علوم دينى و مطالعهء كتب درسى مرسوم اكتفا نكرد ، بلكه بسيارى از علوم قديم و جديد را آموخت و در « فلسفه » بيشتر از ديگر علوم بررسى نمود و افكار دانشمندان اسلامى و غير اسلامى شرق و غرب را در اين زمينه به دست آورد .
در واقع علم و فرهنگ او ، ممزوج از علوم و فنون گوناگون بود و در حدود معينى توقف نداشت و اين فرهنگ عالى در مؤلفات پرارزش او جلوهگر شد و اين آثار روشنىبخش جويندگان مسائل اسلامى و كسانى گرديد كه مىخواهند اسلام را از روى فهم و تعمق بشناسند .
5
هبة الدين در كتاب ها و مؤلفات خود در واقع يك « مجدد » بود و راه پيشينيان را پشت سر گذاشت و سبك عصر جديد را پيش گرفت . او مسائل مشكل و مهم علمى
اسلام و هيئت (فارسى) — صفحة 43
مساهمون: خسرو شاهى
ص٤٣