نبوى خارج نشد و هميشه در كارهاى خود ، جز نشر اسلام و برتر ساختن نام مسلمانان و برپا داشتن حق و از بين بردن باطل ، هدفى نداشت .
هبةالدين در دوران وزارت خود ، به شدت مىكوشيد كه جوانان امروز و مردان فردا ، مسلمانان با ايمانى تربيت شوند و از راه راست كوچكترين انحرافى پيدا نكنند و چنان كه تاريخ نشان مىدهد ، در اين راه گامهاى مؤثر و بزرگى برداشت . بىشك نمىتوان چگونگى اصلاحات اجتماعى مهم او را در اين مقدمه كوتاه تشريح نمود ، ولى به طور خلاصه بايد گفت : او هرگز وظايف اصلى خود را كه به عهده گرفته بود فراموش نكرد و به بهترين وجه به انجام آن وظايف قيام و اقدام نمود . . . .
7
( در اين قسمت آقاى حسينى مطلبى را كه مرحوم حاج سراج انصارى درباره علت تأليف كتاب نوشتهاند ، به عربى ترجمه نموده و نقل كردهاند ، ولى چون متن همان سخنان در گفتار چهارم « حاج سراج انصارى » در همين كتاب آمده است ، از ترجمه مجدد آن خوددارى شد . به بخش آخر كتاب مراجعه شود ) .
8
در اينجا سؤال مهمى وجود دارد كه در ذهن بسيارى از افراد خطور مىكند و بايد به آن اشاره كرد و پاسخش را يادآور شد و آن اين كه نظريات مربوط به هيئت ، هميشه در معرض تغيير و تبديل است و ما بسيار ديدهايم كه نظريهاى در اين موضوع ، امروز ابراز و فردا ، رد شده است و يا كاشفى ، موضوع تازهاى را كشف كرده و موجب شگفتى همگان گشته ، ولى چيزى نگذشته كه موضوع ديگرى كشف شده و كشف قبلى را منسوخ ساخته است و همچنين . . . و بنابراين مسائلى كه امروز تازگى دارد ، فردا كهنه مىشود و از بين مىرود و روى اين اصل ، مقصود از تكرار دو كلمه « قديم »
اسلام و هيئت (فارسى) — صفحة 45
مساهمون: خسرو شاهى
ص٤٥