بعضى ديگر مسافت قطر آن را دو هزار مايل به حساب درآورده و بُعد آن را نسبت به جرم كرهء زهره تقريباً مثل بُعد بين قمر و زمين ما دانستهاند » .
علاوه بر اقمار مذكور ، قمر ديگرى نيز براى زمين ما ادعا كردهاند ! چنان كه در كتاب آيات البينات و اصول هيئت فانديك در باب ستارگان دنبالهدار ، چنين آمده است : « بعضى معتقدند يكى از اين ستارگان دنبالهدار تبعيت زمين را اختيار كرده ، يعنى خود را دومين قمر از براى كرهء زمين معرفى نموده ! و در هر سه ساعت و 20 دقيقه يك بار به دور زمين مىچرخد ! معدل بُعد آن نسبت به زمين پنج هزار مايل است » ولى صحت اين عقيده معلوم نيست ، زيرا با وجود ترقياتى كه در علوم و ادوات فلكى روى داده ، هنوز كسى آن را نديده و حال آن كه خيلى از اجرام كوچكتر و دور تر را ديدهاند و از اين رو ، وجود چنين قمرى تاكنون قابل قبول نيست ، تا بعدها چه شود !
در هر حال ، قدر مسلم همان 28 قمر است كه گفتيم و گويا ديگر اهل هيئت در صحت آن ترديدى نداشته باشند و به طور كلى بايد گفت : كه موضوع تعدد اقمار در هيئت جديد ، يك مسئلهء مسلم و غير قابل انكارى است .
* * * *
اما در شريعت اسلام
مىتوان ائمه و اولياى اين شريعت درخشان را مؤسس و ناشر مسئلهء تعدد اقمار دانست ، زيرا در بيش از هزار سال پيش از اين ، كه اين عقيده در عالم طلوع كند ! در بسيارى از كلمات خود اشاره ، بلكه تصريح به وجود اقمارى غير از قمر زمين فرمودهاند . چنان كه اگر فراموش نشده باشد ، در مبحث پنجم از مسئلهء صفات خورشيد ، اخبارى را كه دلالت بر تعدد اقمار دارد در بعضى از آنها چهل و در بعضى ديگر 12 قمر مذكور است ، شرح داديم و ديگر در اين جا تكرار نكرده و به آن رجوع