مذهبى مىباشند . » ( 1 ) به نظر اينشتين ، بيش از همهء دانشمندانى كه با علوم طبيعت سر و كار دارند ، خاصه آنهايى كه به فيزيك رياضى مىپردازند مىتوانند اين انفعالات عرفانى را درك كنند . ريشهء آنچه اينشتين « مذهب جهانى » ناميد ، به نظر وى ، در چنين مطالعاتى وجود دارد . . . » ( 2 ) باز مىگويد : « اين اعتقاد كه موازين صاحب ( داراى ) ارزش براى جهان هستى همگى منطقى مىباشند ، يعنى عقل قادر به ادراك آنها است ، بواقع جزو حيطهء مذهب است . امروزه براى من قابل تصور نيست كه دانشمندى واقعى وجود داشته باشد كه از چنين ايمانى برخوردار نباشد . شايد تمثيل مختصر زير اين موضوع را روشنتر سازد : « علم بدون مذهب لنگ است ، مذهب بدون علم كور است » . ( 3 ) باز در همين مأخذ ذيل صفحهء 534 چنين گفته است : « تجربهء مذهبى جهانى شريفترين و قوىترين تجربه و احساسى است كه ممكن است از تجسس علمى عميق هويدا گردد . » براى توضيح اين عبارات ، شرح مفصلى لازم نيست ، زيرا عبارات با بهترين وجه مقاصد دانش و دانشمند را آشكار مىسازد . البته بايد در اين مسئله دقيق شد كه عده اى از اشخاص هستند كه بر مبناى علل و انگيزه هايى نمىخواهند اين دو حقيقت ( علم مذهب و يا علم و عموم ارزشها ) را از يك افق بالاتر نگريسته و هماهنگى بسيار با اهميت آنها را بپذيرند ، از آن جمله در كلمات مؤلف همين كتاب كه ما جملات را از آن نقل نموديم ( زندگينامهء اينشتين ) آقاى فيليپ فرانك كوشش زيادى ديده مىشود كه مىخواهد به هر شكلى است عبارات اينشتين را كه با كمال صراحت اهميت حياتى مذهب و هماهنگى شديد آن را با علوم بيان نمايد تأويل و توجيه نمايد . يك روح و وجدان ناب علمى انتقاد از آنچه را كه نمىپسندد به تأويل و توجيه سخنان صريح
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 309
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص٣٠٩
هامش
( 1 ) زندگينامهء آلبرت اينشتين تأليف فيليپ فرانك ترجمهء آقاى حسن صفارى ص 533 .
( 2 ) مأخذ مزبور ص 533 و 534 .
( 3 ) مأخذ مزبور ص 537 .