بديهىتر از آنست كه نيازى به بحث و تحقيق داشته باشد . ( 1 ) اما در هر حال ، مىتوان اختلاف را به دو نوع تقسيم كرد :
الف : اختلاف معقول
اختلاف معقول عبارتست از اختلافى كه ناشى از چگونگى اطلاعات مربوط به مسئله و استعدادها ، مخصوصا نبوغ و عموم موضع گيريهاى طبيعى و قانونى است كه اشخاص در ارتباط با حقائق دارند ، مانند اختلاف نظر در دريافت واقعيات عالم هستى از ديدگاه علوم نظرى و فلسفهها . اين همان اختلاف معقول است كه نه تنها نبايد مورد ترديد و انكار قرار بگيرد ، بلكه موجب گسترش و عمق بيشتر در معارف نيز مىگردد . ( 2 ) روايت معروف اختلاف امتى رحمة ( اختلاف امت من رحمت است ) ( سفينة البحار ، محدث قمى ج 2 ص 42 ) ، اشاره به همين اختلاف معقول مىنمايد . بر اساس همين نگرش بوده است كه اكثريت قريب به اتفاق دانشمندان اسلامى ، چه در فقه و اصول و فهم احاديث ، چه در فلسفه و كلام و ادبيات و غير ذلك با كمال رضايت به بحث و كاوش و اظهار نظرهاى مختلف مىپرداختند و هيچ يك ديگرى را خارج از اسلام تلقى نمىكرد . اگر به تاريخ اسلام بنگريم ، خواهيم ديد كه علماى فراوانى در حضور علمائى كه در مسائل نظرى هم رأى آنان نبودهاند ، شاگردى كردهاند و كتابهاى يكديگر را مورد شرح و تحقيق قرار مىدادند . مثلا كتاب تجريد الاعتقاد تأليف خواجه نصير الدين طوسى - از بزرگترين علماى شيعه - مورد شرح ملا على قوشجى - از علماى اهل سنت - قرار گرفته است ، و كتاب المحجة البيضاء ، ملا محسن فيض ، از مشاهير علماى شيعه ، در شرح و تحقيق احياء العلوم غزالى - كه از معروفترين علماى اهل سنت است - تأليف شده است ، يا خود اين جانب ، عمرى را در شرح افكار جلال الدين محمد مولوى گذراندهام ( 3 ) .