و تصديق و تجريد اعداد و وضع اعتباريات و انتزاع مفاهيم كلى و علامتها ، صحنهء آگاه ذهن و نيمه آگاه و ناخودآگاه آن و همچنين حافظه و انديشه و تعقل ، تخيل و شهود و حدس و بينش و انتقالات اكتشافى و تجسيم و الهامات و خلاقيتهاى هنرى بطور عموم و عواملى كه در مغز يا « من » انسانى جايگير ميشوند و سپس در شكل عنصر فعال در درون انسان به فعاليت مىپردازند و غير ذلك كه بهر حال به جهت تبعيت از قوانينى كه براى خود دارند بدون اعتناء به خواسته او در بارهء تصفيهء علم در معلومات انسانى دخالت مىنمايند .
روشنترين دليل دخالت عوامل فوق در جريان دانشها و بينشهاى ما ، رابطهء مستقيم تغييرات در آن عوامل با دانشها و بينشها مىباشد ، مىدانيم كه كمترين تغيير در عامل تجريد يا انتزاع كه از عوامل بسيار مهم مغز انسانى در بدست آوردن علم و معرفت مىباشند ، نوعى دگرگونى در آنها ايجاد مىكنند كه مناسب با همان تغيير مىباشد . اگر اختلالى در يكى از سه صحنهء ( آگاه و نيمه آگاه و ناآگاه ) ذهن بوجود بيايد بدون كمترين ترديد در محصول علمى ما اثر خواهد گذاشت . ناتوانى ذهن از تفكيك نقاط عبور سه شاخههاى پنكه برقى آن سه شاخه در حال حركت سريع را دايره نشان مىدهد . عامل اين نمود خلاف واقعيت براى خود همان ناتوانى ذهن است كه بيان نموديم .
محتويات ذهن نيمه آگاه و ناآگاه در فعاليتهاى ذهنى نيز بسيار مؤثر است . اگر در جايگاه يك منظرهء طبيعى بسيار زيبا كه براى همهء انسانها معمولى جالب و موجب انبساط روانى است يكى از عزيزان ما با يك جنايت تلخى كشته شود و تأثر از آن جنايت تا سطوح عميق « من » يا به اصطلاح معمولى امروز در ضمير ناخودآگاه نفوذ كرده باشد ، بديهى است كه هر موقع به تماشاى آن منظره بپردازيم آن تأثر روانى از ضمير ناآگاه ما سر كشيده و به فعاليت پرداخته در تصور و تصديق در بارهء آن منظره
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 214
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص٢١٤