تفسير عمومى خطبهء صد و بيست و نهم
2 ، 5 - عباد اللَّه إنّكم و ما تأملون من هذه الدّنيا - أثويأ مؤجّلون و مدينون مقتضون ، أجل منقوص و عمل محفوظ ، فربّ دائب مضيّع و ربّ كادح خاسر . ( اى بندگان خدا ، در اين دنيا شما و آنچه كه از اين دنيا آرزو مىكنيد اقامتى موقت داريد و شما وام داريد مورد مطالبه . داراى مدت عمرى رو به كاهش ، و عملى كه از شما ضبط مىشود بسا تلاشگرى كه تباه گرديد و تكاپوگرى كه در خسارت افتاد
قوانين هستى آنچه را كه به انسانها داده است باز پس خواهد گرفت
آن حكمت بالغه اى كه قوانينى را بوجود آورده است كه تار و پود حيات ما را بافته و عواملى بىشمار از طبيعت و ماوراى طبيعت را در تحقق بخشيدن به وجود ما در اين عرصهء هستى به جريان انداخته است ، قوانين ديگرى را هم به راه انداخته است كه آنچه را كه ما از هستى گرفتهايم باز پس بدهيم . آرى شما انسانها غير از اين امانتها كه بايد برگردانيد ، مديون شخصيت كمال طلب خود نيز مىباشيد . شما چه آگاه باشيد و چه ناآگاه و خواه بخواهيد يا نخواهيد ، آن حقيقتى كه در درون شما مديريت حيات طبيعى و معنوى را به عهده گرفته است ( كه نام معروفش شخصيت است ) همواره از شما دينى را كه به آن داريد مطالبه مىكند . اين دين همانست كه همهء صاحبنظران انسانشناس آن را به رسميت مىشناسند و هيچ كسى از آنان كه اطلاعى از آن حقيقت دارند ، منكر آن دين نيستند ، زيرا امضاى بسيار خوانا و معتبر وجدان و عقل سليم زير