تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 90

مساهمون:

ص٩٠
كاملا روشن است . و اين استناد صحيح نيست . اولا - چنين چيزى در هيچ روايت و تاريخى از امير المؤمنين عليه السلام نقل نشده است . و در ضمن مستلزم آن جبر افراطى است كه مسئله اطاعت و معصيت و حسن و قبح و مسئوليت و بلكه همهء ارزشها و ضد ارزشها را به كلى منتفى مىسازد و چه بسا منتهى به لازمه اى شود كه مورد قبول خود مولوى نيست و آن عبارتست از بيهوده بودن بعثت انبياء و انزال كتب آسمانى و تعليم و تربيتها و بر حذر داشتن از كثافتها و تحريك به رشد و كمال و غير ذلك . ثانيا - مولوى در مواردى فراوان از مثنوى ، مخصوصا در دفتر پنجم جبر را مورد انتقاد شديد قرار مىدهد ، به طورى كه تمايل به جبر را مخالف درك وجدانى مىداند -
درك وجدانى بجاى حس بود هر دو در يك جدول اى عم مىرود نغز مىآيد بر او كن يا مكن امر و نهى و ماجراها و سخن اين كه فردا اين كنم يا آن كنم اين دليل اختيار است اى صنم
خود مولوى از اين كه روايت جفّ القلم بما هو كائن إلى يوم القيامة ( قلم آنچه را كه تا روز قيامت واقع خواهد شد نوشته و خشكيده است ) كه جبريون به آن استناد مىكنند ، مورد تفسير قرار داده و از اين كه روايت مزبور منكر اختيار شود ، انتقاد مىكند . مولوى در دفتر پنجم در بيان معنى جفّ القلم چنين مىگويد :
همچنين تأويل قد جفّ القلم بهر تحريض است بر شغل اهم پس قلم بنوشت كه هر كار را لايق آن هست تأثير و جزا كژ روى جفّ القلم كژ آيدت راستى آرى سعادت زايدت چون بدزدد دست شد جفّ القلم خورد باده مست شد جفّ القلم ظلم آرى مدبرى جفّ القلم عدل آرى بر خورى جفّ القلم تو روا دارى روا باشد كه حق همچو معزول آيد از حكم سبق