تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 290

مساهمون:

ص٢٩٠
و نستعينه على هذه النفوس البطاء عما امرت به السراع الى ما نهيت عنه 43 از مختصات نيروى ضرورى انسانى كه خود را از هر اصل و قانون توجيه كننده بسوى خيرات رها مىبيند اين است كه ، از بيم حركت بسوى كمال زمين گير مىشود و براى حركت بسوى شر و تبهكارى شتاب برق آسا مىنمايد 43 بخشى از نامه مؤلف به برتر اندراسل در سال 1339 شمسى 45 و نستغفره مما احاط به علمه ، و احصاه كتابه : علم غير قاصر و كتاب غير مغادر 47 خداوندا ، از همهء اعمال غير ناشايست كه انجام داده‌ايم و علم فراگير تو آنها را حفظ و نامه اعمال را ثبت و ضبط نموده است استغفار مىنمائيم ، 47 و نومن به ايمان من عاين الغيوب ، و وقف على الموعود ايمانا نفى اخلاصه الشكرك ، و يقينه الشك 48 ايمانى به خدا بياوريم كه مانند ايمان غيب ديدگان باشد و پاك از شرك و شك 48 توضيح درجات ايمان 49 آيا راهى براى وصول به ايمانى كه از مشاهده غيب ناشى شود ، وجود دارد 51 على ابن ابي طالب ( ع ) در تفكرات جلال الدين محمد مولوى مقدمه اى در توضيح قراردادن يك شخصيت در ديدگاه 53 ضرورت باز شناسى على ابن ابي طالب ( ع ) در هر زمان 57 جلال الدين مولوى از كدامين ابعاد شخصيت انسان كامل امير المؤمنين ( ع ) درك نموده و مطرح كرده است 58 سخنان مولوى در شخصيت على ( ع ) - يكم - خدو انداختن خصم بر روى مبارك 60 پاسخ امير المؤمنين ( ع ) من تيغ از پى حق مىزنم زيرا مالك خويشتنم 69 معناى شمشيرى كه در دست من قرار دارد 71 همه هستى و حركت و سكونم از آن خدا و براى خداست 73 بشنو تا شمه اى از وقاحت بنده شهوت بودن را با تو بگويم 76 بدان جهت كه على بن ابي طالب ( ع ) از خشم و شهوت و هر گونه تأثر از انگيزه‌هاى غير حق آزاد است ، لذا هيچ حركتى بدون رضاى حق از او صادر نمىگردد 79 زندگى تو بدست من نبوده است تا مرگ تو بدست من باشد 80 دوم - گفتن پيغمبر به گوش ركابدار امير المؤمنين ( ع ) كه هر آينه كشتن على بدست تو خواهد بود 84 حقايقى بسيار با اهميت در ابيات مولوى 88 الطاف و مراحم انسانى امير المؤمنين ( ع ) در باره ابن ملجم كه قاتل او بود 93 لطفى فوق لطف انسانى : على ( ع ) مىگويد : ابن ملجم را كه با ضربه شمشير مرا تا سر حد شهادت رسانيده است ، مضطرب نكنيد 94 در اينجا لحظاتى چند به سراغ خود امير المؤمنين ( ع ) مىرويم 96
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 290 | محمد تقي جعفري