ديروز از دستور قاطعانهء امير المؤمنين عليه السلام سر پيچيدند و نتيجهء سرپيچى خود را ديدند و امروز در نهايت جهل و حماقت به آن زمامدار الهى اعتراض مىكنند
همهء تواريخ و روايات شيعه و سنى ، در اين قضيه اتفاق نظر دارند وقتى كه معاويهء ماكياولى منش با اشارهء عمرو بن عاص براى جلوگيرى از شكست قطعى كه از سپاهيان امير المؤمنين عليه السلام بر آنها وارد مىگشت ، قرآنها را بر سر نيزهها كرده و فرياد زدند ما بايد به اين قرآن عمل كنيم ، و قرآن را حاكم خود قرار بدهيم . آن حضرت با تاكيد صريح فرمودند : كلمة حق يراد بها الباطل اين كه آن مردم جاهل به سر كردگى معاويه و عمرو عاص به راه انداختهاند ، جز مكر و حيله پردازى چيزى نيست ، آنان كلمهء حق را وسيلهء اجراى باطل خود نمودهاند . مردم ، مبادا فريب اين دو شخصيت خودكامه و دنيا پرست را بخوريد . اينان نه به قرآن ايمان دارند و نه به احكام آن پايبند هستند .
به جهاد خود با آنان ادامه بدهيد و سست نشويد و پيروزى با شما است . سخنان آن حضرت در بارهء منصرف ساختن سپاهيان خود از پذيرش حكميت ، بقدرى صريح و محكم است كه جاى هيچ ترديدى براى شخص آگاه نمىگذارد ، كه آن حضرت بطور كامل فريبكارى دار و دستهء معاويه را مىدانست و عواقب ناشايست آن را پيش بينى فرموده بود . ولى همانطور كه مورخان نقل كردهاند ، منافقانى بىشرم و مقام پرست و فريب خوردگان ساده لوح از سپاهيان امير المؤمنين عليه السلام از يك طرف ، و دسيسه بازىهاى آن دو ماكياولى منش ( معاويه و عمرو عاص ) در اطرافيان آن حضرت از طرف ديگر ، چنان آشوب و فتنه اى در سپاهيان آن حضرت به راه انداخت كه نزديك بود شيرازهء امر به كلى گسيخته شود . شما مىتوانيد شدت آشوب را از بروز امثال اين داد و فريادها كه : يا علىّ ، أجب القوم إلى كتاب اللَّه و إلَّا قتلناك كما قتلنا عثمان بن عفّان ( اى على ، دعوت آن مردم ( شاميان ) را به قرآن بپذير و الا ترا مانند عثمان بن عفّان مىكشيم ) بفهميد در نتيجه آن آشوبها و فتنه امير المؤمنين عليه السلام در نهايت ناراحتى و ارادهء امتناع و از روى جبر مسئله حكميت را پذيرفتند و حتى پيش بينى فرمودند كه