تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 260

مساهمون:

ص٢٦٠
سؤال آرى قطعى است . بسيار خوب ، اگر چنين است ، موقعى كه يك فرد بر مبناى آزادى بيان و قلم سخنى يا سخنانى مىگويد كه موجب اهانت و تحقير ميليونها انسان مىگردد ، آيا آن ميليونها انسان داراى حقوق اساسى سه گانه ( حق حيات و حق كرامت و حق آزادى معقول ) نيستند موضوع دوم يا به عبارت ديگر علت دوم براى آزادى مطلق بيان و قلم كه لزوم استفادهء انسانها از واقعيات و حقايق جديد مىباشد ، با كمال متانت و مطلوبيتى كه دارد ، بايد اين شرط عقلى را در نظر گرفت كه سخنى كه بيان مىشود يا نوشته و منتشر مىگردد داراى محتواى مفيد باشد نه محتواى توهين و تحقير و دشنام و ناسزا براى ميليونها بشر حتى مجموع انسانها . بلكه بايد چنين گفت : اگر گوينده يا نويسنده حقيقتى را از روى علم و مستند به دلائل قطعى ابراز كرده است اگر چه موجب اهانت بر مردم باشد ، قابل اعتراض نيست ، زيرا حقيقتى كه از روى علم و مستند به دلائل قطعى در عرصهء معرفت بشرى نمودار مىگردد ، با اهميتترين ارزش را به ارمغان مىآورد و آن انسانهائى كه به جهت جهل و حماقت يا سودجوئى . از بروز آن حقيقت احساس ناراحتى مىكنند بايد خود را اصلاح نموده و حقيقتى را كه مكشوف شده است بپذيرند . اما اگر فرض كرديم كه شخصى يا اشخاصى با تكيه به عنوان جالب « آزادى بيان و قلم » مطالبى بىاساس و حتى ضد واقعيات را براى سود مادى يا تحصيل شهرت در ميان جوامع يا بعنوان انجام وظيفهء كمك به مقاصد سياسى ماكياوليستها بيان مىكند و آنها را روى كاغذ مىآورد و منتشر مىسازد و حيثيت و كرامت و شرف و احترام انسانها را پايمال هوى و هوس خود مىنمايد ، اين انسانها براى احقاق حق كرامت خود به كدامين مقام بايد مراجعه كنند . در اينجا بسيار مناسب است اشاره به انتشار كتابى بنام آيات شيطانى نوشتهء سلمان رشدى مزدور جاهل داشته باشيم كه بدون اندك تحقيق و روش علمى به خيال خود با يك سبك رمانتيك ولى غير اصيل و تقليدى ، پيامبر اسلام بلكه همهء صاحبان اديان الهى را مورد مسخره قرار داد و بدين ترتيب نه تنها حق حيثيت و كرامت و شرف و احترام يك ميليارد مسلمان جهان را از ديدگاه مردم ناآگاه پايمال نمود ، بلكه در حقيقت همهء انسانهاى تكامل يافتهء الهى ( پيامبران ) و متدينان را اعم از يهود و مسيحيت و مسلمانان مورد اهانت و تحقير سخت قرار داد و متاسفانه مورد