تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 239

مساهمون:

ص٢٣٩

راهى كه من بشما ارائه نموده و شما را به حركت در آن توجيه نموده‌ام راهى است روشن

اين راهى كه من پيش پاى شما هموار كردم ، راه فطرت سليم است كه عقل و وجدان و انبياى عظام مشعلهايى فروزان در كنار آن نصب نموده‌اند ، هر كسى كه خود را نابينا نسازد ، حركت در اين راه حتما او را به مقصد خواهد رساند . مسلم است كه وصول به مقصد و هدف اعلاى زندگى ، توجه به سه موضوع اساسى و پذيرش آنها را ضرورى مىسازد : موضوع يكم - هدف و مقصد . براى كسانى كه در اين دنيا هيچ هدفى جز « خور و خواب و خشم و شهوت » مطرح نيست ، هيچ بايد و شايدى براى آنان جز همان امور كه عوامل مورد مزبور ( خور و خواب و خشم و شهوت ) اقتضاء مىكند ، مطرح نخواهد بود تا در بارهء آن هدف به انديشه و تحقيق و گفتگو بپردازند . هدف زندگى آنان با انجام گرفتن هر خواسته اى كه زندگى حيوانى و گاهى بدتر از حيوانى آنان را تأمين مىنمايد ، حاصل مىگردد . روى سخن انبياى عظام و ديگر پيشوايان الهى و حكماء و ديگر صاحبنظران با اخلاص انسانى با اين گونه مردم نيست . همان گونه كه در مجلدات گذشته در بارهء هدف اعلاى زندگى گفته‌ايم : عبارتست از ورود به حوزهء جاذبهء كمال ربوبى كه فقط با معرفت و عمل امكان پذير خواهد بود . موضوع دوم - بدان جهت كه ما بين موقعيتى كه يك انسان در آن قرار مىگيرد و هدفى كه بايد به او برسد ، فاصله اى با كميتها و كيفيتهاى مختلف وجود دارد ، لذا هيچ كس نمىتواند بدون طى آن فاصله موفق به هدف شود . اين فاصله راه ناميده مىشود كه بايد براى وصول به هدف حتما سپرى شود اگر چه آن فاصله يك « آه » باشد كه از اعماق قلب آدمى برآيد . يا همان قصد و نيت باشد كه خدا در پاسخ حضرت موسى على نبينا و آله و عليه السلام فرموده است . نقل شده است : روزى حضرت موسى از خدا پرسيد : خداوندا ، كيف اصل اليك ( چگونه به تو برسم ) خداوند فرمود : قصدك لى و صلك الى ( همين كه مرا قصد كردى به من رسيدى . ) موضوع سوم - حركت است . نشستن در جائى كه قوانين ضرورى براى انسان
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 239 | محمد تقي جعفري