تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 237

مساهمون:

ص٢٣٧
اكثريت مردم با ما هماهنگاند ، و خواه در جائى بيگانه باشيم كه در برابر اكثريتى قرار گرفته‌ايم . درست است كه تكيه بر اكثريت و رسميت قانونى ، ايجاد نوعى نيرومندى در انسان مىنمايد ، ولى اگر انسان از آگاهى و تعقل برخوردار باشد . مىداند كه اگر يك عده آرمانهاى اساسى و معتقدات اصيل و اهداف روحى و الا ، نتواند اعضاى اكثريت را با هم متحد بسازد ، بقول مولوى مانند هزاران موش مىباشد كه براى متلاشى شدن آنها از همديگر پيدا شدن يك گربهء لاغر كفايت مىكند . شگفت آور اينست كه تشكل اكثريتهاى معمولى همواره بوسيلهء افراديست كه هر يك از آنها با تكيه به ديگر افرادى كه اكثريت را تشكيل داده‌اند صورت مىگيرد . و اصطلاح منطقى افراد اين اكثريتها با يك دور « معى » [ مانند تكيهء دو آجر به يكديگر در حالت عمودى ] زندگى مىكنند . در صورتى كه اگر خوب بينديشند . خواهند ديد كه به جهت تكيه بر اكثريت ، شخصيت آنان در ميان افراد اكثريت گم شده است . باضافهء اين كه هرگز در طول تاريخ ما بين اكثريت و حقيقت تلازمى وجود نداشته است . يعنى چنان نبوده است كه هر جا كه اكثريتى بوجود آمده است ، حقيقت با آن بوده است . البته اگر اكثريت در يك جامعه از افراد تشكيل شده باشد كه به حد لازم و كافى تعليم و تربيت ديده باشند و بتواند حق را از باطل تفكيك نمايند ، بدون ترديد قابل تكيه بوده و انسان مىتواند واقعيات زندگى خود را با طرز تفكرات و رفتار آن اكثريت تنظيم نمايد . و بديهى است كه اين يك امتياز اختصاصى براى اكثريت نيست ، زيرا ممكن است در اقليت همچنين امتيازى وجود داشته باشد كه در اين صورت قابل تبعيت خواهد بود . مطلبى ديگر كه در اين مورد از اهميت قابل توجه بر خوردار است ، اينست كه اكثريتها بوسيلهء عوامل نيرومند قدرت پرستان و ديگر عوارض زندگى اجتماعى ، همواره در معرض دگرگونى است لذا اگر افرادى كه اكثريت را تشكيل مىدهند در بر پاداشتن آرمانها و اهداف آن ، كوتاهى كنند ، محال است كه اقوياء در فرصتهاى مناسب آنانرا بردگان خود نسازند ، زيرا از آغاز تاريخ زندگى اجتماعى ، همواره جوامع در حال روياروئى با يكديگر بسر مىبرند و به
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 237 | محمد تقي جعفري