* ( عاقِبَةُ الْمُفْسِدِينَ ) * ( 1 ) ( آنان آيات الهى را [ با زبانشان يا با توهّمات ذهنىشان ] منكر شدند ، ولى نفسها ، دلها ، وجدانها ، خودهاى سالم آنان ، به آن آيات يقين داشتند ، اين انكار از روى ظلم و خود بزرگ بينى بود ، [ حال ] ببين پايان كار مفسدين بكجا انجاميد ) . نكته اى بسيار جالب در اين آيهء مباركه وجود دارد كه حتما بايد به آن توجّه كرد و آن اينست كه « انكار زبانى با وجود يقين درونى » را عاقبت غوطه ور شدن در فساد و افساد معرّفى مىنمايد كه بدترين نتيجه براى كارهاى زشت است . مىتوان گفت : علَّت اين كه انكار دليل و حجّت دل مستلزم انكار خويشتن است ، اينست كه دل آدمى همواره تلاش جدّى براى پاك ماندن و باز سازى خود دارد كه مىتواند خيلى بيش از نيروهاى معمولى مغزى خود را با واقعيّات در ارتباط قرار بدهد . اين كه گفته مىشود : « اى انسان ، تو هر لحظه با من نو مىتوانى با جهانى نو در ارتباط باشى » يا « اى انسان همواره تازه باش كه جهان هر لحظه براى تو تازه است » بيان يكى از اساسىترين مختصّات دل آدمى است كه بسيار دير از بين مىرود . دل آدمى با اين نوگرايى و باز سازى مستمرّ است كه سينهء امواج بسيار نيرومند نوميدىها و احساس شكستها را در زندگى مىشكافد و ادامهء حيات را تضمين مىنمايد و همين نوگرايى و بازسازى دل يا وجدان است كه نمىگذارد اصطلاح بافىها و بازى با الفاظ و شطرنج بازى با مفاهيم ، تا مدّت طولانى فضاى درون را كه دل در عاليترين و محكمترين رصدگاهش ناظر واقعيّات است تيره و تار نمايد ، مگر اين كه خود فريبى و مبارزه با خويشتن بقدرى قوىّ و طولانى باشد كه دل يا وجدان همان راه را كه ذهن آلوده و منحرف پيش گرفته است ، در پيش بگيرد . اين همان مرحله است كه خداوند فرموده است : * ( خَتَمَ الله عَلى قُلُوبِهِمْ . . . ) * ( 2 )
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 79
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص٧٩
هامش
( 1 ) النمل آيهء 14 .
( 2 ) البقرة آيهء 7 .