تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 69

مساهمون:

ص٦٩
گرفتن صمغ از درخت ، چيزى از دين را فروگذارى نكرددر اين موقع ( گم شدن در ميان راههاى منحرف ) است كه باطل مبانى خود را گرفتو جهل به مركبهاى خود سوار شدو طغيان و طغيانگر بزرگو دعوت كننده به طرف حقّ اندك و روزگار مانند حيوان درنده حمله نمودشتر باطل پس از خاموشى فرياد بر آورد و مردم براى انجام گناه زشت دست بهم دادندو به جهت داشتن دين و تقيّد به آن از يكديگر هجرت نمودند [ يعنى از انسان متديّن فرار كردند ] و به يكديگر محبّت بر مبناى دروغ ورزيدندو به جهت داشتن صدق و تقيّد به آن ( به انسان صادق ) عداوت نمودند در چنين موقعى است كه فرزند موجب ناراحتى شديدو باران موجب حرارت [ مختلّ كنندهء هوا ] مىگردددر اين هنگام بر مردم پست افزوده مىشودو از انسانهاى با كرامت مىكاهدو مردم آن زمان گرگهائى مىگردندو سلاطينشان درندگانو مردم متوسّط طعمه هايى براى آن درندگانو فقراى آنان مردگانىو صدق محو مىشود و كذب با فراوانى به جريان مىافتدمردم آن زمان محبّت و و داد را در زبان به كار مىبرنددر حالى كه با دلهاى خود با يكديگر خصومت و مشاجره مىورزندفسق و فجور نسب مىگرددو عفّت و پاكدامنى باعث شگفتىو دين اسلام مانند پوستين وارونه پوشيده مىشود .