تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 308

مساهمون:

ص٣٠٨
اسلام است ، بايد از همهء ديدگاهها بجريان افتد تا تعليم و تربيت سازنده نيز به نتائج خود برسند . اين يك تصوّر بديهى است كه يك جاندار فعّاليّتهاى زندگى خود را با سلامتى و صحّت همهء اعضاء بدن خود مىتواند انجام بدهد و با كوچكترين نقص در يكى از اعضاء به همان مقدار و كيفيّت فعّاليّت زندگى جاندار مختلّ مىگردد . ولى قضيّهء وحدت ابعاد حيات انسانى از اين مسأله كه گفتيم خيلى بالاتر است و آن اينست كه با ورود اختلال بيكى از ابعاد حيات انسانى از اين مسأله كه گفتيم خيلى بالاتر است و آن اينست كه با ورد اختلال بيكى از ابعاد حيات انسانى ، ابعاد ديگر نيز مختلّ مىگردد ، به اين معنى كه اگر بعد اقتصادى انسان چه در حال انفرادى و چه در حال جمعى غير منطقى باشد ، حقوق و سياست و اخلاق و همهء عناصر فرهنگى او نيز غير منطقى خواهد بود . و اگر بعد حقوقى يك انسان يا يك جامعه بىاساس و ظالمانه باشد ، بديهى است كه بقيّهء ابعاد نيز بىاساس و ظالمانه خواهد بود . اگر وضع انسانى را درست مورد توجّه قرار بدهيم ، خواهيم ديد كه اساسىترين نقش را در اصلاح و تنظيم همهء ابعاد انسانى و به فعليّت رساندن وحدت و هماهنگى آنها همان تعليم و تربيت به عهده دارد كه متأسّفانه تاكنون اهمّيّت شايستهء آن را به مردم جوامع قابل درك نساخته‌اند . بنا بر اين ، اين كه مىبينيم حتّى با اهمّيّت دادن به مسألهء تعليم و تربيت ، نتائج مطلوب بدست نمىآيد ، و همين كه انسانهاى مورد تعليم و تربيت وارد جامعه ميشوند ، با انگيزه‌ها و عوامل موجود در جامعه رنگ آميزى و توجيه ميشوند ، به جهت ناهماهنگى پديده‌ها و ابعاد انسان در جامعه با مفاد تعليم و تربيتها است . با اين حال ، يك نكتهء بسيار مهمّ در اين مبحث وجود دارد كه اگر مراعات شود ، مطمئنّا تعليم و تربيت را بارور خواهد ساخت . و آن اينست كه اگر اين قضيّه را ( تو يك انسان به تنهائى ، هم فردى و هم اجتماعى ، هم قطره اى و هم دريائى ، هم معلولى و هم علَّتى ) حتما و حتما در تعليم و تربيت بگنجانيم و به انسان مورد تعليم و تربيت بفهمانيم و قابل پذيرش بسازيم كه تو به جهت داشتن قدرتهاى متنوّع مىتوانى در زير عوامل محيط و اجتماع متلاشى نشوى و موجوديّت خود را حفظ كنى و بقول طغرائى :
و إنّما رجل الدّنيا و واحدها من لا يعول فى الدّنيا على رجل
( و جز اين نيست مرد دنيا و يگانه مرد دنيا ، كسى است كه در دنيا به هيچ مردى تكيه نكند . )