بدون حلّ و فصل معقول آنها ، نمىتوان كارى قابل توجّه در بارهء آن انسانها انجام داد : مسألهء يكم - آيا انسانهاى مورد تعليم و تربيت ، از سنّ ده سالگى تا بيست سالگى مثلا معناى آزادى و ارزش آن را مىدانند ، يا آنچه كه براى آنان مطلوبست رهائى از قيوديست كه مانع از اجراى خواستههاى لذّت بخششان مىباشد ( خواستههاى طبيعى محض و ابتدائى و خام ) مسألهء دوم - حقائق و واقعيّات پيرامون اين فرزندان چيست كه اگر آزاد باشند ، از آن حقائق و واقعيّات در استيفاى حقّ انتخاب بهره مند خواهند گشت مسألهء سوم - آيا براى آن معلَّمان و مربيّان كه راهنماى عبور انسانهاى مورد تعليم و تربيت از موقعيّت مىخواهمهاى ابتدائى و خام به موقعيّت آزادى معقول هستند ، شرايطى هست يا نه مسألهء چهارم - آيا راهى وجود دارد كه انسانهائى كه در دوران تعليم و تربيت توانستهاند آزادى معقول را به دست بياورند ، و با روشى معقول از حقّ گزينش استفاده كنند ، وقتى كه وارد جامعه ميشوند ، امواج جامعه آنان را با كوبيدن به اين صخره و آن كوه و انداختن آنان در سنگلاخها و خارستانها نابود نسازد
مسألهء يكم - آيا انسانهاى مورد تعليم و تربيت از سنّ 10 سالگى تا 20 سالگى مثلا معناى آزادى معقول و ارزش آن را مىدانند
اگر افرادى بسيار معدود را ، كه در حدّ استثناء مىباشند ، كنار بگذاريم ، اكثريّت قريب باتّفاق انسانها ، حتّى از 20 سالگى به بالا هم ، معناى آزادى و ارزش آن را نمىدانند چه رسد به نونهالان نورس كه ما بين 10 و 20 سالگى حركت مىكنند . حقيقت اينست كه همان گونه كه در بيان اجمالى مسائل پنجگانه متذكَّر شديم ، آنچه كه معمولا براى انسانها مطلوب است ، رهائى از قيوديست كه مانع اجراى خواستههاى لذّت بخششان مىباشد ( خواستههاى طبيعى محض و ابتدائى و خام ) اگر اين مسأله بطور جدّى مطرح شود [ چنان كه اگر انسانى وجود داشته باشد ، بايد جدّى مطرح گردد . ] كه پس چه بايد كرد يعنى چگونه اين انسانها را از عشق به رهائى از قيود مانع اجراى خواستههاى لذّت بخش ، نجات داده و به مرحلهء رشد آزادى معقول كه با اختيار