نمىخواهند « به هيچ وجه از قانون فراگير هستى ( علَّيّت ) مستثنى نيست .
5 - معلوماتى كه نوابغ بدست مىآورند ، يا از شناخته شدههاى تثبيت شده و يا از اكتشافات بىسابقهء مستند به تجربهها و آموزشهاى گوناگون مىباشد . در صورتى كه معارف پيامبران محصول وحى الهى است . و به هيچ تجربه و آموزشى نيازمند نيستند . اگر هم احتياجى به تجربه و تمرين داشته باشند ، در بارهء موضوعات عمومى است نه معارف و احكام الهى .
6 - فعّاليّتهاى علمى نوابغ در معرض خطا و اشتباه قرار مىگيرد ، چه بسا كه خطاهاى آنان بيش از حقايق صحيح باشد كه بدست مىآورند . در صورتى كه پيامبران در رسالت خود به هيچ وجه مرتكب خطا نمىشوند .
7 - نوابغ و دانشمندان در نظريّات و نتيجه گيرى از معلومات خود با يكديگر اختلافها دارند ، در صورتى كه پيامبران كمترين اختلاف با يكديگر ندارند . با يك نظر دقيق مىتوان گفت : دو نابغه ، دو فيلسوف ، حتّى دو دانشمند با اين كه در مسائل عينى بررسى ميكنند ، با يكديگر در همهء مسائل اتّفاق نظر ندارند . اين همه دسته بنديها و مكتبهاى مخالف و متضادّ كه در فرهنگ بشرى ديده مىشود ، مربوط باختلاف نظرهاى نوابغ و فلاسفه و دانشمندان است ، نه پيامبران لذا ، * ( لا نُفَرِّقُ بَيْنَ أَحَدٍ مِنْ رُسُلِه ) * ( ميان هيچ يك از پيامبران الهى فرقى نمىگذاريم . ) 8 - نوابغ و فلاسفه و دانشمندان همگى يا غالبا تحت تأثير فرهنگ و رسوم و قوانين محيط خود بوده و بطور طبيعى با عوامل محيطى توجيه ميشوند ، در صورتى كه پيامبران استقلال كامل از عوامل محيطى داشته و معارفى را كه تبليغ ميكنند ، تحت تأثير آن عوامل قرار نمىگيرند ، مگر در تطبيق آن معارف به شرايط و موضوعات كاملا طبيعى زندگى .
9 - محصول فكرى نوابغ و دانشمندان بعنوان كشفى از واقعيّات مورد توجّه انسانها قرار مىگيرد . اگر محصول فكرى آنان مطابق واقعيّات بود ، انسانها از آن واقعيّات برخوردار ميشوند و اگر مطابق نبود طرد و منتفى مىگردد . و اگر نابغه و
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 28
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص٢٨