تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 263

مساهمون:

ص٢٦٣
رستگارى مىكوشد . منظور از رستگارى تحصيل بنيانى و اندوختن دانش نه براى آنكه وسيلهء قدرت بدست آورد و به تورّم خود طبيعى بپردازد و ابزارى براى پيروزى بر ناتوانان در عرصهء تنازع در بقاء تحصيل نمايد و نه آن علمى كه امروزه وقتى صحبت از آن بميان مىآيد ، مردم بىقدرت همان گونه به وحشت و هراس مىفتند كه از شنيدن بمبهاى آتشزا و نقشه‌هاى ماهرانه براى سلطه گريهاى اقتصادى و سياسى و حتّى اخلاقى و فرهنگى ، بلكه تكاپو در راه تحصيل علمى كه بتواند طرق گوناگون « حيات معقول » را براى خود و ديگران هموار نمايد . مسلَّم است كه براى تعليم و تربيت چنين دانش - پژوهانى ، همان علماى ربّانى مورد نياز است كه در همين تقسيم مطرح نموديم . و اين تعليم و تربيت در جامعه اى امكان پذير است كه داراى آرمانها و هدفهاى اعلاى « حيات معقول » بوده باشد . نه جامعه اى كه با قالبهاى پيش ساختهء پيروانش ، به مراد قدرتمندان و يكَّه تازان آن جامعه توجيه مىگردد .

گروه سوم - مردم عامى ناآگاه و بىشخصيّت كه از زندگى جز حركت و احساس جبرى و توليد مثل چيز ديگرى ندارند .

آرمانها و هدفهاى آنان در زندگى بر دو قسم است : قسمتى از آنها كه مىتواند در اختيارشان باشد ، لذائذ و آلام محدود و انتخاب انواع تخدير و اشباع خواسته‌هاى بىاساس و باز كردن موقعيّت در جامعه براى نام و شهرت و برخوردارى از قدرتى كه بتواند بر آن تكيه نموده و موجوديّت خود را اثبات نمايد . قسم دوم - از آرمانها و هدفها كه عاميان ناآگاه تحت تأثير آنها قرار مىگيرند ، چيزهائى هستند كه قدرتمندان بر آنان تعيين و تحميل مىنمايند . اين عاميان ناآگاه با خود طبيعىهاى تفسير نشده همواره در مجراى عوامل قويتر زندگى خود را مىگذرانند و مىدانى براى آزمايش و جست و خيزهاى اقوياء و وسيله اى براى سلطه گران مىباشند . اگر وضع زندگى جوامع بطورى بود كه عاميان ناآگاه و ناتوان مىتوانستند زندگى مستقلَّى داشته و اختيار زندگى خود را دارا بوده باشند اگر چه در درجات پائين از حيات ولى مستند به خود آنان حركت مىكردند و آلت دست نمىشدند ، آن قدرها جاى تأسّف نبود كه در ميان جوامعى زندگى كنند كه همهء شئون حيات خود را از ديگران بگيرند و آن ديگران كه خطَّ مشى زندگى آنانرا تعيين مىنمايند ، از ديدگاه آلت و