تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 248

مساهمون:

ص٢٤٨

( پروردگارا ، اى خداى آسمان بر افراشته ، و فضاى محدود و جمع - آورى شده . . . ) مسلَّم است كه انسان حقايقى را كه در حال نيايش با اسناد به خدا متذكَّر مىشود ، عظمت آنها را گوشزد مىنمايد كه بدون درك هويّت و خواصّ آنها ، قابل درك نمىباشد و از نظر تكليف انسانى و امكان گرديدنهاى تكاملى ، اين دنيا را بهترين محلّ براى آدمى معرّفى مىنمايد . در سخنانى كه در پاسخ سرزنش كنندهء دنيا فرموده است ، اين جملات وجود دارد : إنّ الدّنيا دار صدق لمن صدقها و دار عافية لمن عرف عنها و دار غنى لمن تزوّد منها و دار موعظة لمن اتّعظ بها ، مسجد أحبّاء اللَّه و مصلَّى ملائكة اللَّه و مهبط وحى اللَّه و متجر أولياء اللَّه ( 1 ) ( دنيا جايگاه صدق و حقيقت است براى كسى كه آن را بجاى آورده است ، و جايگاه وصول به آرمانها است براى كسى كه آن را بشناسد ، و جايگاه بىنيازيست براى كسى كه زاد و توشه از آن برداشته است ، و جايگاه پندگيرى است براى كسى كه اندرز از آن بگيرد . اين دنيا مسجد دوستان خداوندى است و نمازگاه فرشتگان الهى و جايگاه فرود آمدن وحى خداوندى . و تجارتخانهء اولياء اللَّه است . ) ملاحظه مىشود كه امير المؤمنين ( ع ) رابطهء يك انسان كامل را با اين دنيا رابطهء وسيلهء كمال با كسى كه در صدد وصول به رشد و كمالست معرّفى مىنمايد . و در حقيقت دنيا كه عبارتست از سطوح جهان طبيعت در حال ارتباط با انسانى كه داراى نيروها و ابعاد بسيار سازنده و عامل تكامل ، واقعيّتى است كه ارزش و عظمت آن وابسته به برداشتى است كه انسان از زندگى خود در اين دنيا دارد . مولوى مىگويد :

تو درون چاه رفتستى ز كاخ چه گنه دارد جهانهاى فراخ
هامش
( 1 ) خطبهء 131 .