تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 23

مساهمون:

ص٢٣

با نظر به مجموع شخصيّتهاى سازندهء تاريخ ، با سه نوع شخصيّت روبرو مىگرديم

: 1 - شخصيّتهاى الهى ( كه در اصطلاح پيامبران ناميده ميشوند ) . 2 - شخصيّتهاى بزرگ بشرى محض ( كه در اصطلاح نوابغ ناميده ميشوند ) . 3 - شخصيّتهاى - بشرى - الهى - ( كه حكما نامگذارى ميشوند ) . اين مسأله هم در آغاز بحث بايد در نظر گرفته شود : كه مقايسهء ما ميان پيامبران الهى با آن نوابغ است كه شخصيّت و هدفگيرى سازنده اى دارند نه ويرانگر .

آيا اين سه نوع شخصيّت سه را متضادّ را در پيش گرفته اند

عموم مردم ساده انديش و سهل گرا كه مىخواهند هر گونه مسائل عالى بشرى را با مقدارى مطالعات تقليدى و اصطلاحات خوش آيند و مستند به ملموسترين پديده‌ها بررسى نمايند ، بيش از يك نوع شخصيّت نمىشناسند . اينان گمان ميكنند كه با به كار بردن كلمهء بسيار گسترده و ابهام انگيز نابغه براى هر شخصيّت سازنده ، يكى از اساسىترين عامل دگرگونىهاى تاريخ را تفسير و توجيه نموده‌اند برخى از مردم گمان ميكنند كه اگر اهمّيّت يكى از انواع سه گانهء شخصّيتها را پذيرفتند ، در نتيجه مجبور ميشوند كه دو نوع ديگر را انكار كنند . مثلا اگر نقش شخصيّتهاى الهى ( پيامبران ) را در پيشرفت تاريخ قبول نمودند ، بايستى ، لزوم هيچ نوع شخصيّت ديگر را براى سير تكاملى تاريخ نپذيرند ، يا بالعكس . اين كوتاه بينىها ناشى از جهل ما به حقيقت انسان و امتيازات او و تأثير علَّيّت هر عاملى در معمول مناسب خويش مىباشد . در زندگى انسانى كه استعدادها و ابعاد فراوانى مىتواند با تشكَّل