تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 22

مساهمون:

ص٢٢
مختصر با مختّصات روحى آن بزرگوار بسيار مناسب است كه فرق در ميان رسولان الهى و رسالت آنان را با نوابغ و رسالت آنان تا حدودى مطرح نمائيم و سپس بپردازيم به توصيف دوران بعثت پيامبر اكرم و نتائج رسالت آن بزرگوار از ديدگاه امير المؤمنين عليه السّلام و نيايشهاى آن حضرت در بارهء آن بزرگوار . -

فرق ميان رسولان الهى و رسالت آنان ، با نوابغ و رسالت آنان

( 1 ) پيش از ورود به مباحث مربوط به تفكيك دو قلمرو سازندگى پيامبران الهى و نوابغ ، مقدّمهء كوتاهى را متذكَّر مىشويم : هر گونه شناسائى ما در بارهء تاريخ و سرگذشت بشرى ، از ديدگاه حركت در مسير تكامل ، كه نقش حياتى عظماى انسانى را نديده بگيرد ، آن شناسائى براى واقع گرايان تاريخ انسانى ، ارزش قابل اهمّيّتى نخواهد داشت . عالم طبيعت در برابر ديدگان انسانهاى معمولى كه همواره اكثريّت قريب به اتّفاق جوامع را در همهء دورانها تشكيل مىدهند ، مشغول جريان قانونى خود بوده و انسانهاى معمولى هم در همين صحنهء پهناور ، جز نيازهاى قابل لمس و ضرورى حيات خويشتن و تكاپو در راه مرتفع ساختن آنها چيزى را نمىشناسند ، يا اگر هم مسائلى بالاتر از آن نيازها در ذهنشان خطور نمايد ، اهمّيّتى به آن نمىدهند بلكه با يك نظر دقيقتر مىتوان به يك پديدهء ناراحت كننده اى در تاريخ بشرى اطَّلاع يافت و آن پديده اى اينست كه هر موقع كه يك جامعه از وجود انسان بزرگ كه براى خود رسالتى در پيش برد جامعه اش احساس نمايد ، خالى بوده باشد ، جامعهء مفروض به جهت در برداشتن عوامل مزاحم و ضدّ تكامل رو به سقوط رفته است . ما براى سقوط تمدّنهاى گذشته و تمدّن كنونى تفسيرى جز اين سراغ نداريم كه جوامع متمدّن مزبور ، يا شخصيّتها را از دست داده است و يا اهمّيّت نقش شخصيّتهاى سازندهء بزرگ را مورد غفلت قرار داده و دير يا زود ، مسير سرنگونى را پيش گرفته است . ( 2 )

هامش
( 1 ) البتّه اين نكته را ناديده نمىگيريم كه گاهى سقوط تمدّنها و عظمتها در نتيجهء حوادث ويرانگر عوامل طبيعت و رويدادهاى محاسبه نشده اى مانند بروز جامعهء قوىتر
( 2 ) براى تكميل اين مبحث به مجلَّد چهارم از ص 309 تا ص 313 مراجعه شود . و غير ذلك ، بوده است . حتّى بعضى از محقّقين جامعه شناسى هنگامى كه از پيدا كردن عوامل اعتلا و سقوط عظمتها و امتيازات عاجز ميشوند ، دست به بيان عوامل عجيبى مىبرند مانند اين كه اعتلاها و سقوطها ناشى از ويروسهاى ويژه اى است كه در مغز مردم يك جامعه وارد مىگردد . اگر چه اين گونه مطالب ثابت نشده است ، ولى مىتوان از بميدان آمدن اين گونه نظريّات ، شدّت ابهام مسألهء مورد بحث را حدس زد . بهر حال منظور ما بيان يك قاعدهء كلَّى در پيشرفتها است كه شخصيّتهاى بزرگ از اساسىترين عوامل آن است .