است . لذا او با كمال بىاعتنائى و بىتوجّهى به غناى مطلق خداوندى و منزّه بودن او از خودخواهى كه از احساس لزوم جبران نقص يا زياده طلبى براى لذّت يا بى ، ناشى مىگردد ، نسبت منفعت طلبى را به خدا مىدهد . البتّه تاكنون ديده نشده است كه اشخاص رشد يافته و داراى مغز ورزيده و متفكَّر چنين نسبت ناروائى را به خدا بدهند ، ولى گاهى از طرز گفتار و كردار برخى مردم ساده لوح يا اشخاص جاهل در بارهء غناى مطلق خداوندى ، اين گونه گمانهاى نابجا ديده مىشود . امام حسين عليه السّلام ، آن سرور شهيدان ، در مناجاتش با خدا چنين عرض مىكند : إلهى أنت الغنىّ بذاتك أن يصل إليك النّفع منك فكيف لا تكون غنيّا عنّى ( 1 ) ( خداى من ، تو در ذات خود چنان بىنيازتر از آن هستى كه براى تو منفعتى از خود تو برسد ، پس چگونه بىنياز از من نباشى )
3 - كسى را بخواهى ، سبقت از تو نگيرد و هر كس را كه گرفتى از دست تو فرار نتواند كرد . ) *
باد ما و بود ما از داد تست
هستى ما جمله از ايجاد تست
لذّت هستى نمودى نيست را
عاشق خود كرده بودى نيست را
لذّت انعام خود را وامگير
نقل و بادهء جام خود را وامگير
ور بگيرى كيت جست و جو كند
نقش با نقّاش كى نيرو كند
و لا يمكن الفرار من حكومتك ( خداوندا ، فرار از عرصهء حاكميّت تو امكان ندارد . ) اگر فرار از خويشتن براى كسى در اين دنيا قابل تصوّر باشد ، و اگر براى كسى
هامش
( 1 ) دعاى عرفه ، حضرت امام حسين سيّد الشّهداء عليه السّلام .