تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 163

مساهمون:

ص١٦٣
در اين جملات با اين كلمه لا أرى ( نمىبينم ) روبرو هستيم . اين كلمه بيان كنندهء دريافت شخصيّت بزرگ على عليه السّلام است كه اگر او را مخيّر مىكردند ما بين سلطه و فرماندهى بر همهء اهل دنيا از يك طرف و وارد كردن اختلال به شخصيّت الهى خويشتن ، قطعى است كه از سلطه و فرماندهى بر همهء دنيا چشم مىپوشيد و شخصيّت الهى خود را خدشه دار نمىساخت . چنين دريافتى مستند به اساسىترين قانون شخصيّت آدميان است كه مىگويد : روح يا شخصيّت آدمى بقدرى با عظمت است كه قرار دادن آن در معرض تباهى با تملَّك بر همهء دنيا ، خسارتى است جبران ناپذير . اين دريافت شخصى كه ممكن است دلائل منطقى رسمى از اثبات آن ناتوان باشد ، مانند همان عشق حقيقى است كه جز دريافت نمودى از خود نشان نمىدهد ، ولى خود مبناى همهء واقعيّات معنادار و دليل اثبات آن است : -
عاشق شو ار نه روزى كار جهان سر آيد ناخوانده درس مقصود از كارگاه هستى
حافظ
عشق امر كلّ ما رقعه اى ، او قلزم و ما قطره اى او صد دليل آورده و ما كرده استدلالها
مولوى اصلا چرا نبايد با كمال صراحت بگوئيم : تمامى حركات و تحوّلات سازندهء فرد و اجتماع بشرى ناشى از دريافتهاى عظماى تاريخ بشريّت است كه جلوه اى از الهامات خداوندى در درون آن عظما بوده است . توضيح ديگرى در بارهء منابع اين دريافتهاى سازنده اين كه انسان آن نيروها و استعدادهاى مغزى و روانى كه دارد ، چنان نيست كه همهء آنها را در اختيار دانشمندان و محقّقان رسمى بگذارد ، و چنان كه بعضى از انسان شناسان گفته‌اند : هر انسانى براى خود قارّه ايست كه احتياج به بررسى و اكتشاف مستقلّ دارد . وجود مشتركاتى كه مقدارى از آنها با اختيار و مقدارى ديگر با جبر طبيعى و محيطى و اجتماعى بروز نموده و در ديدگاه انسان شناسان قرار مىگيرد ، نبايد ما را در بارهء