تفسير عمومى خطبهء نود و ششم
2 ، 3 - الحمد للَّه الأوّل فلا شيء قبله ، و الاخر فلا شيء بعده ( حمد مر خداى راست ، خداوند اوّل كه چيزى پيش از او نبوده و آخرى كه چيزى بعد از او نباشد . ) مباحث مربوط به دو موضوع فوق ( اوّل مطلق كه پيش از او چيزى نبوده و آخر مطلق كه پس از او چيزى وجود نخواهد داشت ) در مجلَّد سيزدهم از صفحهء 215 تا صحفهء 217 و در مجلَّد يازدهم از صفحهء 46 تا صفحهء 49 مطرح شده است ، مراجعه فرمائيد . 4 ، 5 و الظَّاهر فلا شيء فوقه ، و الباطن فلا شيء دونه ( ظاهرى كه چيزى فوق او وجود ندارد و باطنى كه چيزى نزديكتر از او نيست . ) اين مطلب هم در مجلَّد يازدهم از صفحهء 46 تا صفحهء 49 بررسى شده است ، مطالعه كنندگان محترم مىتوانند مراجعه فرمايند . نكته اى كه بايد در تفسير جملهء فوق در نظر گرفته شود ، اينست كه كلمهء ظاهر در جملهء فوق ممكن است به معناى غالب بوده باشد كه هيچ چيزى غالبتر از او نيست . بنا بر اين معنى ، منظور از باطن ،