توانائى فهم و درك حكمت را ندارد ، بلكه در هر دوران و در هر جامعه اى افراد اندكى مىتوانند عظمت و ارزش و هويّت حكمت را بفهمند . در عين حال چنان كه اشاره كرديم پيامبران الهى كوشش و سعى بليغ داشتند كه همهء مردم باندازهء قدرت و فهم خود از حكمت برخوردار شوند ، و با نظر به نسبيّت حكمت مىتوان گفت : افراد فراوانى از طريق حكمت در مسير جاذبهء الهى قرار مىگيرند . * ( لا يُكَلِّفُ الله نَفْساً إِلَّا وُسْعَها ) * ( 1 ) . ( خداوند هيچ كسى را مكلَّف نمىسازد مگر باندازهء قدرتش ) .
آب دريا را اگر نتوان كشيد
هم به قدر تشنگى بايد چشيد
اگر چه مقامات والاى حكمت در دسترس افراد كمترى قرار مىگيرد . نكتهء بسيار با اهميتى كه در اين جمله * ( ( ادْعُ إِلى سَبِيلِ رَبِّكَ بِالْحِكْمَةِ ) ) * وجود دارد اينست كه خداوند متعال دعوت به حكمت را به پيامبر اكرم دستور مىدهد و چنان كه در تفسير حكمت ملاحظه نموديم ، در معناى حكمت ، هم شناخت علمى وجود دارد و هم شناخت فلسفى و شهودى و اخلاقى . و اگر دين مقدّس اسلام بر اساس احساسات محض و دريافتهاى درونى و غير علمى و فلسفى استوار بود ، نه مىتوانست توصيه به دعوت بوسيلهء حكمت نمايد و نه مىتوانست آن همه علم و عقل و شعور و فهم را ترويج نمايد .
مطلب سوم
- طريق دوم پند و اندرز نيكو است كه براى عموم مردم از كسانى كه داراى مقامات علمى هستند تا مردم عامى ، مؤثّر مىباشد . در آيات شريفهء قرآنى ، و نهج البلاغه اصرار شديدى براى ضرورت موعظه مشاهده مىشود . اگر كسى ادّعا كند كه همهء انسانها احتياج به موعظهء حسنه دارند ، سخنى بگزاف نگفته است ، زيرا پديدهء غفلت و فراموشى و نا آگاهى حدّاقلّ در هر چند صباحى يك بار چيزى نيست كه گريبان بشر را رها كند و اين يك امر طبيعى است ، زيرا آدمى در عالم مادّه
هامش
( 1 ) البقرة آيهء 286 .