تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 65

مساهمون:

ص٦٥
گذاشته شده است ، پيامبر اسلام هيچ اشتباهى نكرده است ، اين نظريّة نتيجهء خاصّى در برنخواهد داشت ، زيرا بر اين فرض جائى براى دگرگون كردن الفاظ از معانى خود نمىماند كه مثلا گفته شود : اين آيه كه مىگويد : * ( وَمَنْ أَحْسَنُ دِيناً مِمَّنْ أَسْلَمَ وَجْهَه لِلَّه وَهُوَ مُحْسِنٌ وَاتَّبَعَ مِلَّةَ إِبْراهِيمَ حَنِيفاً ) * ( و كيست داراى دينى بهتر از كسى كه خود را به خدا تسليم نموده و نيكوكار است و از دين ابراهيم پيروى مىكند كه حنيف ( در صراط مستقيم ) است ) معنائى كه بر پيامبر اسلام بعنوان وحى نازل شده بود ، اين بود كه پيروى كند از ملَّت ابراهيم كه در اختيار يهود يا مسيحيّت است ، ولى پيامبر اسلام الفاظى انتخاب كرده است كه عامّ است زيرا هيچ كس چنين احتمالى نخواهد داد . كه پيامبر آن معنى را با الفاظ مزبور بيان نمايد و اگر براى اينست كه در هر موردى كه مطلب پسنديده نشود بگوئيم : خداوند سبحان معناى صحيحى را بر پيامبر اسلام نازل فرموده است ، ولى پيامبر در انتخاب قالبهاى لفظى اشتباه فرموده‌اند ، اين هدف قطعا مردود است . نه عقل آن را مىپذيرد و نه خود قرآن . امّا اين كه عقل چنين چيزى را نمىپذيرد ، به اين علَّت است كه خداوند متعال بر مبناى حكمت بالغه اش جريان وحى را از گذرگاهى بجريان نمىاندازد كه و لو اشتباها ( بدون تعمّد و تقصير ) در آن گذرگاه در وحى دخالتى شود ، كم يا زياد يا دگرگونىهاى كيفى مخالف خواستهء خداوندى باشد . امّا از ديدگاه قرآن ، آيهء 3 از سورهء النّجم چنين است : * ( وَما يَنْطِقُ عَنِ الْهَوى . إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْيٌ يُوحى ) * ( پيامبر از روى هوى سخن نمىگويد . آنچه كه مىگويد نيست جز وحيى كه به او مىرسد . ) استدلال عقلى را كه بطور مختصر متذكَّر شديم ، با اين مطلب تكميل مىكنيم كه اگر پيامبر اسلام در انتخاب الفاظ داراى اختيار باشد و احتمال خلاف آن معانى وحى شده در آن الفاظ وجود داشته باشد ، هيچ اطمينانى نخواهد ماند كه سخنان پيامبر سخنان خدا است . و آن گهى اعجاز قرآن بر دو ركن اساسى تكيه دارد : ركن