تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 265

مساهمون:

ص٢٦٥
انسان شناسان ( خودشناسان ) نقش زمين شده است ، بوسيلهء زلزله‌ها وسيلها و طاعونها و كوه‌هاى آتشفشانى و ديگر عوامل طبيعى كه با ضربه‌هاى مرگبار خود انسانها را به هلاكت رسانيده‌اند ، نبوده است . در اين موضوع بحث مشروحى در اينجا نداريم ، همين مقدار مىگوئيم كه : اين آشناى همنوع خويشتن بيش از همهء موجودات با همنوع خويشتن كينه و خصومت ورزيده است . براى اين كه تا حدودى از سرگذشت شرمآور انسان در رابطه با همنوع خويشتن اطَّلاعى بدست بياوريد ، نگاهى به اوراق كتابهائى مانند « شهريار » تأليف ماكياولى و « لوياتان » و « جسد سياسى » و « طبيعت انسان » تأليف توماس هابس بيندازيد . و تاكنون هم هيچ متفكَّرى را بلكه هيچ آدم معمولى را سراغ نداريم كه به وحدت طبيعى كه همان تشابه و تمايل انسانها در ماهيّت و مختصّات باشد ، استناد نموده و توقّع هماهنگى و وحدت معقول در آرمانها و ارواح را داشته باشد .

وحدت طبيعى درجهء دوم

مانند : يك - وحدت نژادى . دو - وحدت محيط طبيعى . سه - وحدت زندگى اجتماعى . چهار - وحدت فرهنگى ايستا ( راكد ) مبتنى بر عناصر خواسته‌هاى طبيعى محض . پنج - وحدت سرگذشت تاريخى . اين واحدها اگر چه در استحكام و اصالت طبيعى ( همنوع بودن ) قابل مقايسه با واحد طبيعى درجهء 1 نمىباشند ، ولى از نظر تأثير در جذب انسان به سوى انسان ديگر بسيار مؤثّرتر از واحد طبيعى درجهء 1 هستند . بعنوان مثال وحدت در نژاد حتّى در متمدّنترين جوامع انسانى باصطلاح ، مردم آن نژاد را بهمديگر جذب نموده و آنانرا تا سر حدّ مرگ روياروى انسانهاى ديگر قرار داده است . همچنين انس و الفتى كه در ميان انسانهاى يك محيط طبيعى بوجود مىآيد ، هماهنگى و وحدتى در ميان آنان ايجاد مىكند . همهء اين عوامل جلب در موقع تعارض با سود يا ايجاب زيان شخصى از كار مىافتند و انسانها روياروى هم قرار مىگيرند . البتّه در ميان واحدهاى فوق واحد نژادى بيش از همه قابليّت جذب افراد بسوى يكديگر را دارد ، حتّى امروزه بعد از آن همه تبليغات و اجراى رسالت پيامبران و انديشه‌هاى سازندهء متفكَّران بزرگ ، موضوع نژاد در كشش افراد هم نژاد به يكديگر و دفع غير هم نژاد ، به قدرت خود باقى است .