تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 264

مساهمون:

ص٢٦٤
وصول به احساس وحدت و تعليم و تربيت انسانها براى به فعليّت رسيدن آن در درون انسانها چيست آيا درك و بيان اين احساس فقط مستند به ذوق و قريحه پردازى بوده است كه هنرمندان براى اشباع ذوق هنرى خود ، انجام داده‌اند پاسخ اين است كه نه هرگز ، بلكه اين حقيقت و احساس مستند به قوىترين منطقها است كه ما بعضى از آنها را در اين مبحث مىآوريم . ما اين كار را با ترتيب وحدتهاى انتزاعى از طبيعت تا فوق طبيعت انجام مىدهيم تا ببينيم كدامين حقيقت ثابت براى انتزاع هماهنگى و وحدت ميان انسانها اصيل است .

1 - وحدت عددى -

همان اوّلين رقم از سلسلهء اعداد كه وسيلهء شمارش اعداد ديگر و تركيب كنندهء آنها مىباشد . قطعى است كه منشأ تجريد وحدت براى ميلياردها انسان ، اين واحد عددى نيست ، زيرا بديهى است كه انسانها بيش از يك واحد عددى مىباشند ، و هيچ عاقلى هم تاكنون چنين وحدتى ( وحدت عددى ) را در بارهء انسان ادعا نكرده است .

2 - وحدت طبيعى -

اين واحد بر دو درجه تقسيم مىگردد :

درجهء يكم -

عبارتست از ماهيّات و مختصّات طبيعى آن . همهء انسانها داراى ماهيّتى مركَّب از حيوان و تفكَّر و نطق و قدرت اكتشاف و تعقّل و تجسيم و تجريد و مختصّاتى مانند خنده و گريه هستند كه اين مختصّات بالغ بر 900 مىباشد . بنا بر اين مقصود از واحدى كه منشأ انتزاع وحدت طبيعى است در حقيقت تماثل و تشابه انسانها در ماهيّت و مختصّات آن مىباشد كه همه را در يك نوع معيّن ، مشترك ساخته است . اگر چه همهء انسانها در واحد طبيعى مزبور مشتركند ، ولى اين واحد و وحدتى كه از آن تجريد مىشود ، با اين كه مورد آگاهى همهء انسانها است ، نمىتواند در نزديك كردن انسان به انسان ديگر چنان تأثيرى داشته باشد كه انسانها بتوانند انتظار گذشت از يكديگر را داشته باشند و بعبارت ديگر افراد آدمى ، همين كه به آغاز رشد فكرى مىرسند ، اطَّلاع از همنوع بودن و اشتراك همهء آنان را در ماهيّت و مختصّات طبيعى روانى بدست مىآورند ، با اين حال صد هزارم آن همه خونهائى كه انسان آشناى انسان از همنوع خود بر زمين ريخته است ، هيچ درنده اى از همنوع و غير همنوع خود بر زمين نريخته است ، و آن همه لاشه‌ها و جنازه‌هاى متلاشى شده كه با اسلحهء اين گونه
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 264 | محمد تقي جعفري