تفسير عمومى خطبهء نود و هشتم
2 ، 3 - و اللَّه لا يزالون حتّى لا يدعوا للَّه محرّما إلَّا استحلَّوه ، و لا عقدا إلَّا حلَّوه ( و سوگند به خدا ، تا آن گاه آل اميّه به سلطهء خود ادامه خواهند داد كه حرامى از محرّمات خدا را رها نكنند مگر اين كه آن را حلال كنند و پيمانى را رها نكنند مگر اين كه آن را نقض نمايند . )
خاصّيّت خودكامگى است كه قانون را قربانى شخص خودكامه مىنمايد .
محال است بيمارى خودكامگى كه يك انسان را در خود فرو مىبرد ، جز شخص آن خودكامه ، كسى و چيزى را براى وجود ، ذيحقّ بداند . اصلا معناى هويّت خودكامگى نفى غير ، از مسير حركت زندگى خودكامه است ، خواه آن غير ، كس باشد ، يا چيز . تورّم خود طبيعى كه هروز فرياد هل من مزيدش درون آن ضدّ انسانها و ضدّ قانونها را پر مىكند ، همان آتش سوزان است كه نه كوچك مىشناسد و نه بزرگ .
چنان كه همهء خشكها و ترها براى آن يكسان است ، همچنان ، موجودات با ارزش را همان گونه به كام خود مىكشد كه موجودات بىارزش را . به نظر مىرسد توقّع اين كه آن