و آرمانهاى عاليترى سراغ ندارند كه در صدد تحصيل آنها برآيند و راه رشد من را در حيطهء روان پيش بگيرند . افراد اين گروه هم بسيار فراوانند . اينان هنگامى كه چيزى را مفيد بحيات مطلوب خود ديدند ، در صدد تحصيل آن برمىآيند و براى برخوردارى از آن چيز مفيد ، نهايت تلاش را انجام مىدهند . امّا اين كه مفيد چيست توجّه زيادى بان ندارند و از ديدگاه آنان مفيد همان است كه عوامل احاطه كنندهء وى مانند محيط جغرافيائى و فرهنگى و اجتماعى و حقوقى و سياسى و غير ذلك ، براى وى مفيد جلوه داده است . اعتدال روانى در منطقهء روان « آن چنان كه هست » را كه با توضيح موضعگيرى و موقعيّت دو نوع انسانها بيان نموديم ، مستلزم آرمان و ايده آل مطلوب بودن آن نيست ، يعنى چنان نيست كه هماهنگى كنشها و واكنشهاى جبرى همهء نهادهاى وجودى گروه اوّل با عوامل درون ذاتى و برون ذاتى ، براى آن گروه آرمان مطلق بوده باشد ، زيرا اگر جامعه يا مربيّان شايسته اى بتوانند به اين گروه بفهمانند كه انسان « آن چنان كه هست » خيلى با عظمتتر و داراى نهادهاى بيشتر و داراى توانائى تكامل عالىتر از اين چارچوبهء غريزى تنگ است كه شما را در خود مىفشارد ، قطعى است كه آنان به آن موقعيّتى كه در زندگى براى خود پيدا كردهاند رضايت نخواهند داد ، همان گونه كه پرنده پس از چشيدن طعم پرواز آزاد در فضاى باز و نشستن روى درختهاى بىشمار و كوهها و تپهها و غير ذلك ، هرگز به زندانى شدن در قفس تنگ و پريدن از اين گوشه به آن گوشهء قفس خشنود نخواهد گشت . و همچنين اگر جامعه و مربيّان به گروه دوم بفهمانند كه اگر چه شما در موقعيّتى وسيع از نهادهاى وجودى خودتان با به كار انداختن اراده برخورداريد ، ولى اين كه اراده چيست و مراد كدامست كه بايد اراده براى بدست آوردن آن به كار بيفتد و چگونه مىتوان از جريان ارادهء محض در كارها ، گام به اختيار گذاشت كه شخصيّت شما بتواند كار را با نظارت و سلطه بر دو قطب مثبت و منفى آن ، انجام بدهد ، شما نمىدانيد ، قطعا آنان از موقعيّت خود در زندگى رضايت نخواهند داشت ، زيرا حقايق مهمّى از موجوديّت خود را كه در توجيه صيانت ذات با ارادهء شكوفا در اختيار خود دارند ، در آن موقعيّت اوّل از دست مىدهند . اين را هم مىدانيم كه رضايت بشر به يك موضعگيرى خاصّ دليل آن نيست كه آن موضعگيرى به صلاح واقعى او است ، چنان كه مشاهدات سر تا سر تاريخ براى ما اثبات مىكند كه نوع بشر در هر دوره اى رضايت
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 185
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص١٨٥