تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 175

مساهمون:

ص١٧٥

آشنا بسازد ، ولى اين توصيف از ارائهء حقيقت و مختصّات و نتايج اصلى و فرعى اعتدال بطور مشخّصتر و متعيّنتر ، ناتوان است . لذا بعضى ديگر از صاحبنظران علوم روانى در صدد پيدا كردن تعريفات و توصيفات مخصوصتر و مشخّصتر برآمده و مطالبى را در اين باب ابراز نموده‌اند كه مهمّترين و پر محتوىترين همهء آنها عبارتست از سلامت فكر . مىتوان گفت : هر اندازه كه تفكَّرات انسانى در ارتباط با دو قلمرو جهان و انسان منطقىتر بوده باشد ، چنين انسانى از سلامت فكرى بهترى برخوردار بوده و در نتيجه از اعتدال روانى بهترى بهره مند است ( 1 ) . مطالبى كه تا اينجا مطرح شده است مىتوان گفت : با كمى تغيير در عبارت يا در بعضى از مفاهيم آنها ، مورد پذيرش اغلب صاحبنظران علوم روانى مىباشد . مطلب بعدى كه داراى اهمّيّت زياد است موضوع نسبى بودن اعتدال روانى است . توضيح اين كه يك عدّه اصول و جريانات كلَّى ناشى از تعدادى استعدادهاى مشترك ، هم در اعضاى مادّى و هم در شئون روانى اعمّ از استعدادها و طرز فعّاليّت آنها وجود دارد كه اعتدال روانى بدون آنها امكان پذير نيست و آن امورند كه همهء افراد انسانها را در موضوع اعتدال با يكديگر قابل مقايسه مىسازند . با اين حال بايد قبول كرد كه وضع روانى هر صنف ، بلكه هر فرد از انسان با نظر به حدّ بالا و حدّ پايين وضع درونى و مقتضيات محيط جغرافيائى و اخلاقى و حقوقى و فرهنگى و تاريخى او ، اعتدال روانى نسبت به خود دارد كه با ديگران متفاوت است . ما در مباحث آينده بررسى تا حدودى مشروحتر در بارهء نسبيّت اعتدال روانى خواهيم داشت و منظور از بيان مختصر در بارهء نسبيّت اعتدال روانى ، اشاره اى اجمالى به اين مسئله بود كه پس از توصيف مشهور در بارهء اعتدال روانى لازم به نظر مىرسيد .

هامش
( 1 ) دليل اهمّيّت اين تعريف در آن است كه كمترين اختلال در جريانات و فعّاليّتهاى استعدادها و نهادهاى روانى ، فكر را بطور محسوس يا نا محسوس ( آگاهانه يا نا آگاه ) از نظم منطقى منحرف مىسازد ، يعنى فكر را از جريان طبيعى خود باز مىدارد . نهايت امر اينست كه بايد در نظر بگيريم مقصود از فكر در اين تعريف ، تنها انديشهء رسمى كه بر مبناى موادّ خام مأخوذ از برون ذات و درون ذات عمل مىكند ، نيست ، بلكه مجموع فعّاليّتهاى مغزى است كه حتّى شامل احساسات و اراده و تجسيم و تداعى معانى و انتخاب وسيله و موازنهء وسيله و هدف و غير ذلك نيز مىباشد .
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 175 | محمد تقي جعفري