تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 136

مساهمون:

ص١٣٦
است . اين پديده در انقلابات دينى به هيچ وجه قابل تطبيق نيست ، يعنى با نظر به اهداف انقلاب دينى و اصول و قواعدى كه براى نجات بشر مىآورده‌اند ، نمىتوانند شدّت عمل نامعقول داشته باشند . ما نبايد شدّت عمل نامعقول را با تربيت جدّى كه حتما مزاحم خواسته‌هاى طبيعى محض بشرى است ، يكى بدانيم . هيچ جاى ترديد نيست كه براى تقويت عقل و خرد در يك انسان عامى حتما بايد مقاومتهاى جاهلانهء آن انسان را با طرق معقول از بين برد و مسلَّم است كه آن انسان مورد تربيت در موقع احساس شكست مقاومت خود در برابر تربيت ، احساس ناگوارى نموده و خواهد گفت : « با من به شدّت عمل رفتار مىشود » . اين مسئله در مباحث آينده تكميل خواهد گشت . آنچه كه در اين مورد موجب شگفتى يك متفكَّر درست انديش مىگردد ، اين است كه براى آماده كردن افراد يك جامعه به پذيرش حقوق و سياست حاكمه در آن جامعه كه ضرورى تلقّى شده است ، شدّت عملها و كيفرها ، كاملا منطقى محسوب مىشود ، ولى جدّى گرفتن اصلاح ارواح انسانها و آماده كردن آنان براى « حيات معقول » ، شدّت عمل غير قابل اغماض ناميده مىشود اگر ما بخواهيم شدّت عمل و رفتار جدّى را با انسانها در هر حال و براى هر هدفى هم كه باشد ، محكوم كنيم ، به اضافهء لزوم اختلال در زندگى اجتماعى كه در بالا به آن اشاره كرديم ، هويّت انسانها را بايد آن قدر نازك و شكننده بسازيم كه همهء اهداف حيات آنان را در اين جمله : « به من دست مزن كه مىشكنم » خلاصه كنيم . اين يك آرمان بسيار مطلوب براى خودكامگان و اشقياى تاريخ است كه اگر نتوانند از طريق حقوقى و سياسى صحيح زندگى ، خود را اشباع نمايند ، از راه نفى حقوق جانهاى آدميان به مقصد خود مىرسند .

اعتراض سوم

- در استدلال مورد بحث مىگويد : « تمام انقلابيان ديد ماكياولى دارند و اعمال هر روشى را كه آنان را به مقصود برساند ، مجاز مىدانند . اينان ممكن است در پايان كار ، حكومت ظالمانه اى بوجود آورند كه به اندازهء حكومت قبلى ارتجاعى باشد . » نويسنده ، گردانندگان همهء انقلابات را محكوم به ديد ماكياولى نموده است ، در صورتى كه انقلابات دينى مانند انقلاب موسى ( ع ) و ديگر پيامبران عبرى و همچنين انقلاب مسيحيّت و انقلاب بسيار عظيمى كه اسلام بوجود آورد ، نه تنها ديد ماكياولى نداشته‌اند ، بلكه مبارزهء سرسختانه اى با ديد و روش مزبور داشته‌اند ، زيرا اين انقلابات