تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 65

مساهمون:

ص٦٥
و اجراء كنندهء نظم و قانون را اثبات مىكند . اين نكته را هم ناگفته نمىگذاريم كه فلسفه‌ها و فلاسفهء همهء دورانها و جوامع در صدد حلّ « رابطهء ثابت ( نظم و قانون حاكم بر هستى ) با متغيّرات ( موجودات عالم هستى ) » با كمال دقّت و اهتمام بر آمده‌اند ، ولى همهء آنان مىدانند كه مسأله به هيچ وجه حلّ و فصل نشده است ، يعنى بدون پذيرش كمال اعلا كه خدا است مسألهء مزبور حلّ و فصل نخواهد شد ، مگر اين كه مطلقهاى ثابتى را از خود متغيّرات در آورند و بقول بعضى از متفكَّران بسيار بزرگ : با حذف يك مطلق ( خدا ) بشمارهء موجودات عالم هستى مطلقها وضع مىكنند ، و با حذف يك ارادهء كلَّى بعدد موجودات عالم وجود اراده‌ها ، وضع مىنمايند

راه دوم - آيات انفسى است كه با بررسى و مطالعه در درون انسانى و آنچه كه در آن مىگذرد ، قابل درك و فهم است .

چون بحث در آيات انفسى بسيار مفصّل و دامنه دار است ، آن را موكول به مباحث آينده مىنمائيم ، ولى در اين مورد اجمالا به اين مطلب تذكَّر مىدهيم كه براى اثبات و معرفت خدا كافى است كه به تجرّد نفس در درون توجّه داشته باشيم ، حتّى اگر كسى نتواند تجرّد نفس را بپذيرد ، لااقلّ مىتواند فعّاليّتهاى تجريدى مانند عدد و مفاهيم كلَّى و واقعيّات مجرّد را مورد مطالعه قرار بدهد و بفهمد كه همان گونه كه خود آن فعّاليّتها و واقعيّات با هويّت و قانون مادّه و مادّيّات سازگار نيست ، ارتباط آنها با بدن مادّى نيز به هيچ وجه قابل تفسير با اصول و قوانين علمى طبيعى نمىباشد . مثلا تجريد عدد 12 امر انعكاسى نيست ، بلكه فعّاليّتى است كه اگر حقيقتى مجرّد را بعنوان عامل آن تجريد در نظر نگيريم ، فعّاليّت مزبور براى ابد بعنوان يك مجهول غير قابل حلّ خواهد ماند . همچنين تحقّق همان عدد يا مفهوم كلَّى و يا دريافت شده‌هاى مجرّد مانند عدالت ، زيبائى و غير ذلك در ميدان مادّى سلَّولها و اعصاب ، به هيچ وجه قابل توصيف علمى نمىباشد . و آن توصيفات