تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 268

مساهمون:

ص٢٦٨
اين نكته را پيش از طرح مسائل بايد متذكَّر شويم كه مسألهء بىنيازى خداوندى و استقلال مطلق آن وجود اقدس در مسائل گذشته نيز مطرح شده است . چون عمران در اين مورد آن را تكرار كرده است ، لذا امام عليه السّلام مجبور شده‌اند كه پاسخ آن را باضافهء نكته اى جديدتر بيان فرمايند . 1 - در پاسخ سؤالات فوق امام على بن موسى الرّضا عليه السّلام بار ديگر به موضوع عقل و علم باضافهء انصاف تأكيد فرموده‌اند ، يعنى براى فهم اين مسائل عقل و فهم و انصاف بسيار ضرورت دارند و كسانى كه از اين سه عامل مقدّس خود را محروم نموده باشند ، حقّ ورود به اين مسائل را ندارند ، زيرا گمراه و متحيّر و درمانده خواهند گشت . 2 - احتمال اين كه خداوند متعال مخلوقات را بر مبناى نيازى آفريده است ، مستلزم اينست كه موجوديّت خداوندى پس از وصول به آنچه كه نياز او را برمىآورد تغيير پيدا مىكرد و همان گونه مىشد كه مقصد مطلوبش اقتضاء ميكرد . براى توضيح اين استلزام مثالى را مىآوريم : انسانى كه محتاج به فرا گرفتن دانش است ، در موقعيّتى قرار گرفته است كه محروم از دانش است و مىخواهد آن را فرا بگيرد . هنگامى كه به تحصيل دانش توفيق يافت ، حقيقتى بنام دانش و معرفت به او اضافه مىگردد . در نتيجه انسان مزبور از بى دانشى به با دانشى ( دانشمندى ) تحوّل مىيابد و ترديدى نيست در اين كه احساس نيازمندى در يكى از دو موقع بوجود مىآيد : موقع يكم - نياز براى دفع ضرر و موقع دوم نياز براى جلب نفع و خير . اوّلى براى نجات از نقص موجوديّت فعلى خود ، دومى براى بدست آوردن نفع و خيرى كه محروميّت از آن ، با امكان بدست آوردنش ، نقصى براى موجوديّت شايستهء آن موجود نيازمند مىباشد . بديهى است كه هيچ يك از اين دو موقعيّت براى خدا امكان پذير نيست ، زيرا با مفهوم واجب الوجود و كامل و غنىّ مطلق و صمدانيّت مطلقه سازگار نمىباشد . 3 - خداوند ثبوت ( وجود ) دارد و اين ثبوت لم يزل و لا يزالى است ، نه در چيزى