خواهد پرداخت ، براى عالم هستى آن غنى و استقلال وجودى را اعتقاد كردهاند كه در بقاء وجود آن ، نيازى به خدا و نيرو بخشى و افاضه و مشيّت او نمىبينند .
اينان موجودات عالم هستى را بمرحلهء خدائى مىرسانند و به جهت بستن دست خداوندى از اجراى هستى و افاضهء دائمى ، نقص بر او وارد مىآورند
مطلب دوم -
تعبير بسيار جالبى كه امام ( ع ) در تلازم نقص وجودى خدا در موقعى ، با عدم وجود و نيستى مطلق فرموده است ، اينست كه مىفرمايد : راهيابى نقص براى او در اين دنيا [ به جهت ناتوانى از ارتباط مديريّت و افاضهء وجود بر مخلوقات ] مساوى نيستى خداوند است ، زيرا كمال مطلق و وجود سرمدى از مفاهيم ذات اقدس ربوبى است .
مطلب سوم -
در اين دنيا بحدّ لازم و كافى حقائقى وجود دارد كه به خوبى از عهدهء اثبات حقائق پشت پرده و واقعيّات موجوده در ابديّت بر مىآيد . اين حقائق روشن را جز كور دلهاى لجوج و گمراهان ضدّ واقعيّات ، كسى نمىتواند ناديده بگيرد . آيا اين همه ظلم و حقّ كشىها و زورگوئىها و ضدّيّت با حيات انسانها بدون كيفر خواهد ماند آيا خود اين ستمكاران و نابود كنندگان حقّ ، و جلَّادان خون آشام حيات و زورگوها به تنهائى اثبات ابديّت و كيفر مناسب حال آن ضدّ انسانها را نمىكنند شرافت و عظمت انسانهائى كه در اين دنيا ساليان عمر خود را با احساس شريف تكليف و انجام آن در ما فوق معامله گرىها سپرى مىكنند ، حقيقتى است كه به تنهائى مىتواند ابديّت و انعكاس تكاپوهاى مخلصانه را در آن ديار به ثبوت برساند ، زيرا چنان كه همهء عذابها و شكنجه هائى كه در اين دنيا قابل تصوّر باشد كمتر از آن است كه كيفر عادلانه اى براى اشقياى ضدّ انسانها بوده باشد ، همچنين همهء مال و منال و امتيازات دنيوى ناچيزتر از آن است كه معادل يك لحظه انجام كار كه با عدالت واقعى صورت گرفته است ، بوده باشد .
18 - عمران : يا سيّدى ، ألا تخبرنى عن الإبداع خلق هو أم