تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 244

مساهمون:

ص٢٤٤

همين حروف است كه كلمات از آنها تشكيل مىشود . و مسلَّم است كه ماهيّت حروف وسيله اى براى ابراز معانى و قالب آنها مىباشد ، چنان كه در همين احتجاج بيان شده است . در جملات مربوط به حروف ، امام مىفرمايد : و الحروف لا تدلّ على غير أنفسها ( و حروف دلالت نمىكند مگر به هويّتهاى خود ) مأمون الرّشيد مىپرسد : و كيف لا تدلّ على غير أنفسها ( چگونه حروف دلالت نمىكند مگر به هويّتهاى خود ) امام مىفرمايد : لأنّ اللَّه تبارك و تعالى لا يجمع منها شيئا لغير معنى أبدا فإذا ألَّف منها أحرفا أربعة أو خمسة أو ستّة أو أكثر من ذلك أو أقلّ ، لم يؤلَّفها لغير معنى و لم يك إلَّا لمعنى محدث لم يكن قبل ذلك شيئا ( 1 ) ( زيرا خداوند تبارك و تعالى آن حروف را بجز براى معنى با همديگر جمع نمىكند ( خداوند حروف را براى ارائهء معنى با همديگر جمع مىكند ) هنگامى كه حروفى را ، چهار يا پنج ، يا شش حرف ، يا بيشتر يا كمتر از آن تأليف مىكند ، اين تأليف صورت نمىگيرد مگر براى يك معناى حادث كه قبل از زمان تأليف چيزى نبوده است )

هامش
( 1 ) . به نظر مىرسد كه مقصود از معناى حادث ، ارائهء آن معنى بوسيلهء حروف مؤلَّفه مىباشد كه پيش از زمان ارائه براى كسى كه از حروف مؤلَّفه ( كلمه ) براى دريافت آن معنى استفاده مىنمايد ، مطرح نبوده است . و اگر بخواهيم مقصود از معناى محدث را ، حقيقت حادث در نظر بگيريم ، در اين صورت بايد بگوئيم : مقصود امام عليه السّلام اين است كه هيچ معنايى پيش از آنكه در قالب كلمات بيفتد وجود خارجى ندارد و اين معنى نا مفهوم به نظر مىرسد .