تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 176

مساهمون:

ص١٧٦
حقّ قلَّهء اعلاى آن است ، نمىتواند وسيله تلقّى شود ، بلكه اين معرفت ما فوق همهء معرفتها و غايت اقصاى آنها است . 5 - معرفت متافيزيكى بالاتر از آن است كه به شناخت و تفسير رويدادهائى بپردازد كه در سطح اقيانوس هستى مانند امواج و كفهاى كوچك و بزرگ سر برمىكشند و پس از مقدارى اشغال زمان و ايجاد تغيير در صحنهء عينى اشياء فروكش نموده و از بين مىروند . 6 - نفى معرفت متافيزيكى به نفى واقعيّت موجود مىانجامد ، زيرا آدمى را در شناخت پديده‌ها و روابطى محدود مىسازد كه همهء آنها حقائق وابسته مىباشند ، و بدون واقعيّت موجود اعلا قابل تفسير و توجيه نيستند . 7 - اين كه ما در اين صدد برآئيم كه همهء حقائق را براى خودمان استخدام كنيم ، باضافهء امكان ناپذير بودن چنين آرزو و اقدامى ، و بعلاوهء اين كه ما مخدوم مطلق نيستيم ، بلكه همواره حقائقى هم ما را براى خود استخدام خواهند كرد ، حقيقت اعلائى وجود دارد كه ما بدون شناخت و خدمت به آن ، نمىتوانيم ادّعائى در بارهء رشد واقعى روحى داشته باشيم . آيا در ضرورت توجّه به اين مسائل ، دو اقليم شرق و غرب ، با فرض اين كه انسانها در آن دو اقليم زندگى ميكنند ، متفاوتند

مطلب دوم -

فلسفهء شرق اغلب از تعقّل محض در واقعيّات هستى بهره - بردارى مىكند ، در صورتى كه فلسفه‌هاى غربى مخصوصا از رنسانس به اين طرف ارتباط با واقعيّات را به وسيلهء حواسّ بيشتر ترجيح مىدهند . در اين كه روش حسّى و آزمايشگاهى در قرنهاى اخير در مغرب زمين شيوع گسترده اى داشته و مبانى معرفت در بارهء طبيعت شناسى و انسان شناسى را به حواسّ و آزمايشگاهها استوار كرده‌اند ، هيچ ترديدى نيست . ولى اين پديده را بايد مورد تحقيق لازم و كافى قرار داد . آيا اگر در مشرق زمين نيازى به تشخيص خواصّ نباتات و عناصر شيميائى و نمودهاى فيزيكى احساس
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 176 | محمد تقي جعفري