تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 179

مساهمون:

ص١٧٩
بررسىهاى عينى است ، ناشى شده است . همان انگيزه در هر دو اقليم وجود داشته و براى مشخّص ساختن آن گروه از مسائل معرفتى كه نياز به مشاهده و تجربه دارد ، در همهء مغزهاى متفكَّر وجود دارد ، نه اختصاصى به غرب دارد و نه به شرق و نه مخصوص ديروز يا امروز و يا فردا است . آنچه در اين مورد به فراموشى سپرده مىشود اينست كه آيا دوشادوش آن واقعيّات عينى محسوس كه با حواسّ و ابزار شناخت قابل بررسى است مسائل ديگرى نيز براى انسانها مطرح است يا نه بعنوان مثال : با اعتقاد جزمى به آن مسائل عينى ، آيا اين مسأله مطرح است كه واقعيّت عينى بىنهايت است يا متناهى و در صورتى كه متناهى است ، آيا محدود است يا نامحدود و اين كه تماسّ ما با واقعيّات آن چنان كه هستند امكان پذير است ، يا نه بلكه آنچه كه براى ما امكان دارد تماسّ با واقعيّات از كانالهاى حواسّ و ديگر ابزار شناخت است . . . .

مطلب چهارم -

در فلسفهء مغرب زمين ، تجديد نظر و انتقاد در بارهء اصول و قواعد كلَّى فلسفى كه از دورانهاى گذشته به يادگار مانده‌اند ، مطلوب ، بلكه لازم شناخته مىشود در صورتى كه فلاسفه و حكماى مشرق زمين به آن اصول و قواعد با ديدهء احترام مىنگرند و كمتر به انتقاد از آنها مىپردازند . اين مطلب هم با نظر به طرز تفكَّرات دو اقليم شرق و غرب واقعيّت ندارد زيرا سرتاسر كتابهاى فلسفى در مشرق زمين پر از بحث و انتقاد از همديگر و تلاش پيگير براى رسيدن به اهداف جهانبينىهاست . آيا ابن سينا پيرو محض اصول و قواعد كلَّى فلسفى ارسطو است يا محمّد بن طرخان فارابى آيا شفاى ابن سينا نسخهء ديگرى از علم الطَّبيعه و كون و فساد و الهيّات ارسطوست نه ، هرگز مسائلى كه ابن سينا در فلسفه مانند وحدت و كثرت و تقابل ميان آن دو مطرح مىكند ، اصلا بفكر ارسطو يا افلاطون خطور كرده بود آيا ابن طفيل ، كندى و امثال اينان مقلَّدان يونان هستند آيا صدر المتألَّهين شيرازى دهها اصول و